مکتوب سید الرئیس و قائد العظیم صدام لسید اخ مسعود رجوی و زوجهی
بعد السلام
اکنون که انا راح فی دیار آخرت بدینوسیله به شخص جنابعالی مع السلامه گفته و نصایحی خدمتان عرض میکنم
برادر مسعود سلام به شما و به همسر گرامیتان مریم بانو رئیس الجمهوریه المنتخب ایرانیه انشاءالله , من متاسفم که نتوانستم ایشان را به ایران برسانم اما در این دقایق آخرهمچنان تکرار میکنم که المریم مالقمرالتابان, میبریمش به تهران.
البته وقتی با آنهمه توپ و تانک نتوانستیم معلوم نیست دیگر چه کار میشود کرد.؟
و اما نصایح
اخ مسعود این خط موازی که تو با این آمریکایی ها میروی آخر و عاقبت ندارد من هم خط موازی را رفتم و هم خط منطبق اما این آخر و عاقبت من .
به هذالشیوخ وامضاءهایشان هم فی بطنک لا خوش یعنی دل خوش نکن , همه این شیوخ هم برای من امضاء کردند نود و نه درصد و نود ونه صدم درصد هم به من رای دادند فقط من به عدی گفتم که به قصی رای بده که نشه صد درصد که باور نکنن.
اما همین شیوخ وقتی برای من جایزه تعیین شد همه دنبال جای من بود ند , تو البته شانس آوردی که سوراخت از سوراخ من سوراختره و هنوز گیر نیفتادی در ضمن تو که اینهمه تو سوراخت بودی چرا بیخودی پیام دادی البابا جان یه دفع دیدی مثل اعدام یکشبه من تو را هم یکشبه گرفتن بلایی سرت آوردن.
باید بگم که "الاسد الهمیشه بیدار یه کمی دست نگه دار" اول ببین اوضاع چی میشه بعد اقدام کن.
من شدیدا و حتی از مریم بیشتر نگران جان تو هستم چون مریم اگر توهم نباشی با مهدی و بقیه العملو یرتفع یعنی کارش راه میفتد اما من چه اگر تو نباشی به چه کسی برای دشمنی با ایران و ایرانی دل خوش کنم .
در کنف حزب بعث العربی العفلقی موید باشی یعنی الدمت گرم و فی انتظار زیارتک و ملاقات بینک و بیننا .

