خاطرات تازهي پرزيدنت احمقی نژاد از اسارت ملوانان
روز اول
فرمانده نيروي هوائي مژده داد که بروبچههاي ما يک قايق در خليجفارس گرفته اند. پرسيدم چرا فرمانده نيرودريائي خبر را نداد؟ گفت او از ذوقش نقش زمين شده، فرمانده نيرويزميني دارد حالش را جا ميآورد.
فوري حضور مقام معظم رهبري شرفياب و خبر را دادم. فرمودند مواظب باشيد کف قايق سوراخ نباشد وگرنه طبق توضيح المسائل، قايق غرق ميشود. فوري برگشتم که موضوع را به سپاه ابلاغ، وسط راه يادم افتاد که از فرط هيجان، موقع برگشتن دست مقام معظم رهبري را نبوسيدم. دوباره برگشتم، بوسيدم و حظ کردم. (تازه طهارت گرفته بودند.)
خاطرات تازهي احمقی نژاد از اسارت ملوانان
در انگلستان قشقرقي برپاست. آيا ملوانان پانزدهگانه و در رأس آنها، تنها زن همراهشان، حق دارند خاطرات اسارتشان در جمهوري را به روزنامههاي جنجالي بفروشند و پول بگيرند؟ اما در جمهوري اسلامي آقاي احمدينژاد فارغ از اين المشنگهها، خاطراتش را از روزهاي اسير داشتن متجاوزان به آبهاي ايران، به کاغذ آورده که براي نخستينبار در جريدهي سبيعالانتشار کيهان هفتگي ميآيد:
روز اول
فرمانده نيروي هوائي مژده داد که بروبچههاي ما يک قايق در خليجفارس گرفته اند. پرسيدم چرا فرمانده نيرودريائي خبر را نداد؟ گفت او از ذوقش نقش زمين شده، فرمانده نيرويزميني دارد حالش را جا ميآورد.
فوري حضور مقام معظم رهبري شرفياب و خبر را دادم. فرمودند مواظب باشيد کف قايق سوراخ نباشد وگرنه طبق توضيح المسائل، قايق غرق ميشود. فوري برگشتم که موضوع را به سپاه ابلاغ، وسط راه يادم افتاد که از فرط هيجان، موقع برگشتن دست مقام معظم رهبري را نبوسيدم. دوباره برگشتم، بوسيدم و حظ کردم. (تازه طهارت گرفته بودند.)
روز دوم
فرمانده نيرودريائي نيمه جان آمد و خبر داد که قايق توقيفي پانزده سرنشين انگليسي هم دارد. فوري براي دادن خبر حضور مقام معظم رهبري شرفياب، وسط راه برگشتن يادم افتاد که از فرط هيجان، دست مقام معظم رهبري را بوسيدهام اما يادم رفته خبر را بدهم. دوباره برگشتم عرض کردم قايق پانزده سرنشين انگليسي هم دارد. فرمودند دوباره با دقت بشمرند که کم و زياد نباشد. برگشتم خودم يکنفر از دفتر رياست جمهوري فرستادم دقيق بشمرد. آمار آورد که چهارده ملوان انگليسي هستند که يک پري دريائي از آب گرفتهاند لباس ملواني تنش کردهاند.
روز سوم
اطلاعات سپاه تحقيق و بازجوئي کرده معلوم شده نفر پانزدهم پري دريائي نيست بلکه آبجي – ملوان است که با چهارده مرد نامحرم، به طرز زنندهاي توي قايق نشسته بوده. نميدانم پدر و مادرش چي فکر ميکنند. اما به چشم خواهري مثل هُلوست. ويدئوشان را آوردند ديدم هُلو دارد سيگار ميکشد. اين لابد در شهر خودشان سينما هم ميرود. فحشاي غربي آبهاي ما را آلوده ميکند.
روز چهارم
خبر دادند چند روز است ملوانها غذا ميخواهند! دستور دادم با رأفت و عطوفت مکتبي به آنها غذا بدهند، ويدئوهم بگيرند که بعداً دبه نکنند. گفتم بگوئيد خداراشکر کنند که ماه مبارک رمضان گير ما نيفتادند وگرنه از سحر تا افطار نه غذا بود نه آشاميدني نه سيگار. اگر محرم آمده بودند قمهشان را هم ميزديم.
مقام معظم رهبري فرمودند قبل از غذا آنها را توزين کنيد بعد از غذا هم بلافاصله دوباره وزن کنيد که هرکدام چقدر غذا خوردهاند تا بعداً از ملکهي انگليس مطالبه کنيم.
روز پنجم
همسر رياست جمهور به من اعتراض که چرا اينقدر ويدئوي اينها را ميبيني؟ گفتم من رئيسجمهورم بايد ببينم. گفت پس چرا هي مال آن دخترک را «ريوايند» ميکني؟ گفتم شما «ريوايند» از کجا ياد گرفتي؟ کجايش را «ريوايند» کردم؟ گفت همان جاها که «اسلوموشن» ميکني!
روز ششم
همسر رياست جمهوري را با طياره فرستادم گرمسار. طياره دوست دارد. نشستم به اسلوموشن ِ هُلو. از دفتر رهبري پيغام آمد که مردها را نگهداريد، زن را آزاد کنيد برود. اين ديگر چه دستوري بود! چرا برعکس نکنيم؟ به نظر من بايد هلو را نگهداريم.(موزها را برگردانيم.)
روز هفتم
در مورد تجاوز قايق انگليسي به آبهاي ما آقايان ملوانها هرچهاردهتاشان اظهار بياطلاعي و بيگناهي ميکنند. انگار خود را با چهارده معصوم اشتباه گرفتهاند. مقام معظم رهبري سوال فرمودند آيا قايق از طرف چپ داخل آبهاي ما شده يا از طرف راست؟ شرايط دخول را بيان فرمودند که تا کجاي قايق اگر داخل شده باشد.... عرض کردم اگر هم داخل آبهاي ما نبوده، امدادات غيبي هلش دادهاند اينطرف که ما خيرش را ببينيم. بعد سوال کردم اين چهارده ملوانباشي و يک ملوانباجي، آيا به ما حلال هستند؟ مقام معظم رهبري آه کشيده، براي اولين بار فتوا فرمودند که دخترک مثل هلوي پوست کنده ميماند. عرض کردم هلو هست ولي پوست کنده نيست، خودمان بايد پوستش را بکنيم. فرمودند ببوس. دست مبارکشان را بوسيدم.
روز هشتم
امشب توني بلر و فرمانده نيروي دريائي بريتانيا و ملکه اليزابت و شوهرش نيامدند توي تلويزيون بيبيسي عذرخواهي کنند. اول خيال کردم ساتلايت ما خراب است. دستور دادم ديش را همه طرف چرخاندند. خودم هم از پائين تلويزيونمان را گرداندم. آخرش رو به قبله، ولش کردم. از آنطرف امامجمعهي قزوين هم آمده بود که چه ملوانهاي نازنيني هستند آزادشان نکنيد بالام. امامجمعه اصفهان هم فتوا داده که «حيف اِس».
روز ماقبل آخر
فردا داريم پسشان ميدهيم. خودم پس نيفتم خوب است. مقام رهبري فرمودند از تک و تا نيفتيد. فرمودند مدال به سپاه بدهيد و ژست بگيريد که ما زديم! خدمت مقام معظم رهبري عرض کردم «مقام معظم رهبري! چقدر خوب شد که حضرتعالي برخورد نفرموديد، وگرنه از آنطرف هم همتاي انگليسيتان علياحضرت ملکهي انگليس برخورد ميکرد! آنوقت ديگر خر بيار باقالي بار کن!» مقام معظم رهبري از اين ضربآلمثل زياد حال نفرمودند. گمانم به باقالي حساسيت داشته باشند. شايد هم بلاتشبيه به خر.
روز آخر
نطق خوبي کردم. کت شلوار بهشان داديم بعد پشیون شدیم که چرا از کاپشنهای خودم بهشون ندادم چون کت شلوار اصلا بهشون نمیومد و رو تنشون زار میزد . به ملوانباجي مانتو داديم. کله قند بهشان داديم. دانه دانهشان مقابل من ايستادند حلالبودي طلبيدند. ناراحت بودند که چرا داريم پسشان ميفرستيم. به منزل که برگشتم عيال از گرمسار آمده بود. داشت ويدئوي امروز را «ريوايند» ميکرد و «اسلوموشن» ميکرد و به من ميخنديد. من هم «فست فوروارد» دوباره فرستادمش گرمسار. شب به خير.
چهار روز قبل: سردار عسگری معاون سابق وزارت دفاع که برای سفری به خارج رفته بود، احتمالا توسط نیروهای منافقین دزدیده و به شکنجه گاههای آمریکا برده شده است. خانواده وی که در تهران هستند ده دقیقه قبل با خبرگزاری جمهوری اسلامی تماس گرفتند و اعلام کردند که سردار عسگری دو هفته است که دزدیده شده است. گویا موساد قصد دارد تا پس از تحویل گرفتن سردار عسگری وی را با رون آراد معاوضه کند. سخنگوی وزارت خارجه این اقدام را نقض توافقات دیپلماتیک دانست و اعلام کرد سردار عسگری یک دیپلمات بوده است و باید هرچه سریع تر آزاد شود.
دو روز قبل: عسگری یکی از معاونین دون پایه وزارت دفاع خاتمی که مدتی است بازنشسته شده و به کارهای تجاری می پرداخته و برای خودش این طرف و آن طرف می رفته، به هتل محل اقامتش به نام هتل قیلان مراجعه نکرده است و شایعاتی که در مورد پناهندگی اوست تکذیب می شود، چون اعضای خانواده او در ایران هستند. وی سالها قبل جزو نیروهای سپاه در لبنان بوده و همه چیز تکذیب می شود. وی 63 ساله است و دچار فراموشی است.
امروز: عسگر، دربان وزارت دفاع خاتمی( سه مرتبه) که بنا به گفته منابع مشکوک دو ماه قبل ناپدید شده و به غرب پناهنده شده است، تاجر آهن بوده و احتمالا همان شهرام جزایری است. وی که تا دیروز همه اعضای خانواده اش با خبرگزاری ما تماس می گرفتند، اعلام شد که اعضای خانواده اش یک ماه است از ایران رفته اند. منابع مشکوک گفته اند که عسگر در اروپای شمالی دیده شده است. فرمانده سپاه آشنایی با هر فردی به نام عسگر، اصغر، اصغری، علسگر و اصغرزاده را تکذیب کرد و گفت ما خبر نداریم.
دو روز بعد: شخص موسوم به عسگر توپچی که ادعا کرده است که زمانی معاون دربان وزارت دفاع خاتمی( پنج مرتبه) بوده است، و به آلمان پناهنده شده است، یکی از عوامل جاسوسی دشمن بوده و وزارت اطلاعات وی را از سال 1383 زیر نظر داشته و هتلی که وی قرار بود به آنجا برود هم هتل نبود بلکه یک مسافرخانه گند و کثافت بود و وی هرگز فرمانده نیروهای سپاه در لبنان نبود. فرمانده نیروی انتظامی از اینترپول درخواست کرد عسگر را دستگیر و همراه با شهرام به پلیس ایران تحویل دهند. خانواده عسگر هم که به دبی رفته اند، خیلی آدم های نامربوطی هستند و قبلا روایط مشکوکی داشته اند.
آخرین اخبار عسگری: ظاهرا اعلام شد که سردار عسگری در آلمان دیده شده و خانواده اش نیز از ایران خارج شده اند. گفته شده است که وی از سال 2003 با غرب رابطه داشته و زیر نظر بوده است. گفته شده است که وی فرمانده نیروهای سپاه در لبنان بود و سالها بود که در لبنان زندگی می کرد. همچنین اعلام شد که وی مانند سایر برادران سردار سپاه به امر تجارت مشغول بود.
نیویورک نیویورک، من دارم می آیم!
احمدی نژاد اعلام کرد که قصد دارد برای دفاع از حقوق هسته ای ایران در نشست سازمان ملل در نیویورک حضور یابد. خاتمی گفت: « نباید اجازه بدهیم قطعنامه جدیدی علیه ایران صادر شود.»، از طرف دیگر دولت های فرانسه و آلمان بر صدور قطعنامه جدید تاکید کردند. آگاهان بعد از بررسی پرونده بالینی آقای احمدی نژاد، دلایل زیر را برای تمایل وی به حضور در شورای امنیت برشمردند:
اول: احمدی نژاد می خواهد مصدق بازی خودش را ادامه دهد و بعد از مدتی که سفر خارجی نکرده است به نیویورک برود و کلکسیون عکس هایش را با خارجی ها کامل کند.
دوم: با توجه به اینکه ممکن است حضور یک آدم باشعور و منطقی باعث شود که قطعنامه علیه ایران صادر نشود و این برای دولت احمدی نژاد یک فاجعه است، قطعا می خواهد خودش برود. آگاهان گفته اند که قرار است پیش نویس متن قطعنامه را هم خودش با خودش ببرد.
سوم: اگر به نیویورک برود مجددا از او عکس و فیلم می گیرند و تصاویر وی پخش می شود.
چهارم: اگر به نیویورک برود احتمالا یک هفته ای از شر بودجه و مسائل آموزش و پرورش و این جور چیزها راحت می شود.
پبشنهاد: مجلس ازاحمدی نژاد بخواهد که استدلال هایی را که در نیویورک خواهد کرد، حداقل یک بار برای نمایندگان مجلس ارائه کند.
از بغداد به آنکارا
جلسه بغداد تمام شد. آنها با اینها دست دادند، مشکلی هم پیش نیامد. قرار است اجلاس بعدی در آنکارا باشد و این دفعه دیگر منوچ و کوندی همدیگر را می بینند. منوچ گفت: باید روش فکر کنم. کوندی گفت: اگه منوچ نیاد رگ دستمو می زنم. تعدادی از اشعاری که کوندالیزا رایس در شوق دیدار منوچ میم سروده است، در حال ترجمه است که بزودی منتشر می شود.
پاسخ به حسین شریعتمداری
آقا رفتیم یک سری رادیو زمانه، بچه های خوبی بودند، شاید هم برویم و با آنها کار کنیم، بالاخره اگر قرار است شبکه عنکبوت باشد که نمی شود آنها آنجا باشند، ما اینجا. به نظرم آمده که کارهایی را که می شود در مورد موسیقی کرد به بچه های زمانه پیشنهاد کنم. البته دلیل اصلی ماجرا این بود که کیهان گیر سه پیچ داده به رادیو زمانه و این نشان می دهد که این رادیو دارد موفق می شود که شنونده یا خواننده یا چیزهای دیگر پیدا کند. از طرف دیگر جوابیه اساسی آقای محمد مهدی فقیهی را به کیهان خواندم. جدا از منطقی که در پاسخ آقای فقیهی بود، نامه منتشر شده خودش یک اثر ادبی بود، به قول ناصرالدین شاه خوشمان آمد. این نوشته را با عنوان « یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش» بخوانید.
در این پانزده سال
دکتر پوپولی، یا همان الفنون، یا همان دکتر اینقدی نژاد، یا دکتر هسته ای نژاد، یا محمود خوش قدم، در یک سخنرانی برای آموزش و پرورش گفت: « اگر همه کارها را تعطیل کنیم و به آموزش و پرورش برسیم، ضرر نکرده ایم.» همین دکتر هسته ای نژاد دو هفته قبل گفته بود: « اگر ده سال مملکت را تعطیل کنیم و فقط به تولید انرژی هسته ای بپردازیم، ضرر نکرده ایم.» آگاهان توضیح دادند علت این تعطیل کردن این است که ظاهرا احمدی نژاد نمی تواند دو تا کار را با هم انجام بدهد، هم آموزش و پرورش را اداره کند، هم انرژی هسته ای تولید کند و هم هیات دولت را اداره کند و هم هفته ای یک بار به تراکتورهای تولید شده در کاراکاس سربزند. در همین مراسم احمدی نژاد گفت: « کسانی که 15 سال هیچ کاری انجام ندادند، حالا دولت را تحت فشار قرار داده اند.» آگاهان منظور دکتر را از کارهایی که در این پانزده سال انجام نشده به شرح زیر دانستند:
اول: در این پانزده سال هیچ کس نتوانست کاری کند که ایران تا این حد در سطح جهان مطرح شود و همه به ما بد و بیراه بگویند.
دوم: در این پانزده سال تا این حد اقتصاد ایران پبشرفت نکرد که گوجه فرنگی به قیمت 3000 تومان برسد.
سوم: در این پانزده سال هیچ کاری برای زنان انجام نشد، نه آنها را توی خیابان کتک زدند، نه انداختند زندان. و دولت نهم موفق شد که زنان سیاست مدار را به خیابان بکشد، در عین حال تعداد زنهای خیابانی را هم بالا ببرد.
چهارم: در این پانزده سال سابقه نداشت یک رئیس جمهور هشتاد میلیارد دلار را در ده ماه تبدیل به آشغال کند. قبلا این کار را در ده سال می کردند.
پنجم: در این پانزده سال سابقه نداشت رئیس جمهور ایران با صد دیپلمات بزرگ جهان در یک سال ملاقات کند و در نتیجه همه آنها علیه ایران موضع بگیرند.
ششم: در این پانزده سال سابقه نداشت که مردم ایران اینقدر به رئیس جمهور علاقمند بشوند که 5.5 میلیون نامه برایش بفرستند که هشتاد درصد آنها شکایت از دولت خودش باشد.
هفتم: در این پانزده سال دولتهای قبلی هیچ کاری نکردند و دولت نهم موفق شد چند پروژه ای را که ده سال روی آنها کار شده بود، افتتاح کند.
هشتم: در این پانزده سال هیچ رئیس جمهوری نه در هاله نور دیده شده بود و نه تبدیل به معجزه الهی شده بود، تا چشم هرکسی نمی تواند ببیند کور شود.
مکتوب سید الرئیس و قائد العظیم صدام لسید اخ مسعود رجوی و زوجهی
بعد السلام
اکنون که انا راح فی دیار آخرت بدینوسیله به شخص جنابعالی مع السلامه گفته و نصایحی خدمتان عرض میکنم
برادر مسعود سلام به شما و به همسر گرامیتان مریم بانو رئیس الجمهوریه المنتخب ایرانیه انشاءالله , من متاسفم که نتوانستم ایشان را به ایران برسانم اما در این دقایق آخرهمچنان تکرار میکنم که المریم مالقمرالتابان, میبریمش به تهران.
البته وقتی با آنهمه توپ و تانک نتوانستیم معلوم نیست دیگر چه کار میشود کرد.؟
و اما نصایح
اخ مسعود این خط موازی که تو با این آمریکایی ها میروی آخر و عاقبت ندارد من هم خط موازی را رفتم و هم خط منطبق اما این آخر و عاقبت من .
به هذالشیوخ وامضاءهایشان هم فی بطنک لا خوش یعنی دل خوش نکن , همه این شیوخ هم برای من امضاء کردند نود و نه درصد و نود ونه صدم درصد هم به من رای دادند فقط من به عدی گفتم که به قصی رای بده که نشه صد درصد که باور نکنن.
اما همین شیوخ وقتی برای من جایزه تعیین شد همه دنبال جای من بود ند , تو البته شانس آوردی که سوراخت از سوراخ من سوراختره و هنوز گیر نیفتادی در ضمن تو که اینهمه تو سوراخت بودی چرا بیخودی پیام دادی البابا جان یه دفع دیدی مثل اعدام یکشبه من تو را هم یکشبه گرفتن بلایی سرت آوردن.
باید بگم که "الاسد الهمیشه بیدار یه کمی دست نگه دار" اول ببین اوضاع چی میشه بعد اقدام کن.
من شدیدا و حتی از مریم بیشتر نگران جان تو هستم چون مریم اگر توهم نباشی با مهدی و بقیه العملو یرتفع یعنی کارش راه میفتد اما من چه اگر تو نباشی به چه کسی برای دشمنی با ایران و ایرانی دل خوش کنم .
در کنف حزب بعث العربی العفلقی موید باشی یعنی الدمت گرم و فی انتظار زیارتک و ملاقات بینک و بیننا .
در سالگرد انقلاب، اظهارات يک شاهد عيني و فعال از شبکه سه در بارهي انتخاب رئيسجمهوري، قابل توجه است:
« .... وی در ادامه افزود:يک بار بر سر همين مسئله با آيتالله خامنهای به قم رفتيم، در آن زمان حضرت امام در قم سکونت داشتند، محل سکونت امام اتاقی داشت بيرونی؛ و اندرونی هم داشت و در وسط آن راهرويی بود که دست شويی هم در آنجا قرار داشت، ما شب رسيديم، حضرت امام فرمودند شب ملاقات نمیشود، اما با اصرار من ملاقات انجام شد. ايشان به بيرونی نيامدند همانجا در راهرو با ايشان ديدار کرديم و ما استدلال خودمان را هم ارائه داديم، اما ايشان نپذيرفتند و گفتند موافق نيستم....»
(و جالب است که راوي با اين دقت و ظرافت! کروکي محل را تشريح کرده.)
شنيدم چو از تخت افتاد شاه
رسيدند شيخان به آن جايگاه
کجا گشت معلوم تکليف مُلک؟
بنا بر روايت: دم مستراح .....
آن خلق که بیست و دوی بهمن حشری شد
از بس هیجان داشت به سرعت کمری شد
افسوس که آن ملت سر در گم و عاصي
بازیچهی یک جمع هفشده نفری شد
چپ چپّه شد و در سمت خادم مسجد
مشغول به جاروکشی و رفتگری شد
وان تودهای سینهزن هیئت مسکو
علاف کیانوری و احسانطبری شد
با پشت خم و بنیهي کم، جبههی ملی
در خدمت ملا سِمَتش باربری شد
وانکه خبر از آمدن فاجعه میداد
روزش همه با فحش خلایق سپری شد
بی بی سی دلسوز! خبر پشت خبر داد
بهره ور از آن بیکسی و بیخبری شد
شیخ آمد و زد خیمه به خرگاه شهنشاه
با آمدنش هجری شمسی قمری شد
آخوند به مطبخ زد و با چشم پر از آز
افطار نکرده پی طبخ سحری شد
چون مور و ملخ لشکر غارتگر شیخان
پیش آمد و هر لحظه جریتر ز جری شد
هر بی هنری منصب فرهنگ و هنر برد
هر کور و کری رهبر سمعی بصری شد
ممد جگری شد ز مدیران صنایع
یک تن ز مدیران صنایع جگری شد
وان خلق که امیّد حقوق بشرش بود
محروم ز هرگونه حقوق بشری شد
هادی! تو هم آنروز در آن غافله بودی
حالا چه شده لحن تو صاحبنظری شد؟
۲۲ بهمن ۱۳۸۵
معجزاتش چیست؟
اول: همه پیامبران در ابتدای دعوت خود مورد لعن و نفرین مخالفان خود قرار می گرفتند، اما در مورد پیامبران بعدا حقیقت معلوم می شد و مردم طرفدارش می شدند، اما در مورد احمدی نژاد اول مردم طرفدارش شدند، بعدا حقیقت معلوم شد و حالا مورد لعن و نفرین موافقان و مخالفان قرار گرفته است.
دوم: همه پیامبران ابتدا فقط اطرافیان و اعضای خانواده شان به آنان ایمان داشتند، اما در مورد احمدی نژاد تا آخرش همین است.
سوم: به همه پیامبران از طریق جبرئیل دستور صادر می شد، به احمدی نژاد از طریق موبایل دستورات صادر می شود.
چهارم: چنانکه گفته شده است همه پیامبران زیباترین انسان های امت خودشان بودند، قد بلند بودند و به زبانی زیبا سخن می گفتند و اخلاق خوب داشتند، این یکی هم همینطور است.
پنجم: مثل همه پیامبران که امی بودند و سواد نداشتند، احمدی نژاد هم بی سواد است، منتهی پیامبران با وجود بی سوادی یک حرف های می زدند که معلوم بود پیام خداوند را منتقل می کنند، اما احمدی نژاد هرچه بیشتر حرف می زند، معلوم می شود که پیام کسی را منتقل نمی کند.
ششم: پیامبران و قدیسین معجزه می کردند و مثلا اگر به سنگ دست می زدند آن سنگ به چیزی قیمتی تبدیل می شد، احمدی نژاد حتی به پول و دلار هم دست می زند، آن پول هم ارزشش را از دست می دهد.
هفتم: پیامبران در هرجا می رفتند مورد اذیت و آزار قرار می گرفتند و مردم آنها را می زدند، اما احمدی نژاد هرجا می رود یا تعدادی از مردم کشته می شوند یا وبا می آید یا آتشفشان می آید یا سیل و طوفان نازل می شود.
هشتم: وقتی پیامبری ظهور می کرد ابتدا فقط کسانی که او را می شناختند به او ایمان می آوردند، اما در مورد احمدی نژاد فقط کسانی به او ایمان می آورند که او را نمی شناسند.
نهم: احمدی نژاد شبیه حضرت نوح است، با این تفاوت که در کشتی نوح همه نوع جانوری وجود داشت، فقط حضرت نوح پسرش را که خلافکار بود، با خودش نبرد، اما در کابینه احمدی نژاد فقط یک نوع جانور است و احمدی نژاد برادرش را که خلافکار بود و باجناقش و پسرش و بقیه فامیلش را هم با خودش برد.
دهم: همه پیامبران یا کتک می خوردند یا زندانی می شدند یا دیگران، طرفدارانشان را می زدند و می کشتند، احمدی نژاد یا کتک می زند، یا زندانی می کند و یا طرفدارانش دیگران را می زنند و می کشند.
یازدهم: همیشه پیامبران در هاله نور قرار داشتند، منتهی در آن زمان پروژکتوروجود نداشت. ضمنا در گذشته دیگران هاله نور را دور سر پیامبران می دیدند، این دفعه خود پیامبر جدید التاسیس خودش هاله نور را می بیند.
دوازدهم: پیامبران همیشه فقیر بودند، احمدی نژاد اولین پیامبری است که سالانه پنجاه میلیارد بودجه در اختیارش است.
سیزدهم: هر وقت پیامبری ظهور می کرد افرادی که دارای قدرت بودند او را تکذیب می کردند، اما در مورد احمدی نژاد کسانی که دارای قدرت هستند او را تائید کنند.
چهاردهم: هر پیامبری که می آمد، فقرا طرفدارش می شدند، اما از وقتی احمدی نژاد آمده طرفدارانش وام می گیرند.
پانزدهم: احمدی نژاد اولین پیامبری است که برای اینکه طرفدار پیدا کند وام ازدواج داده است.
شانزدهم: همیشه کفار به پیامبران حمله می کردند و آنها را با سنگ می زدند، اما در آن زمان محافظ و گارد امنیتی اختراع نشده بود.
ده فرمان حضرت موسی(ع) به روایت حضرت محمود(ع)
1) خدای یگانه را که اورانیوم را غنی و هاشمی را فقیر می کند بپرستید .
2) بت پرستی پیشه خود نسازید، و از هیچ چیز جز خداوند و ولی فقیه و مصباح یزدی تبعیت نکنید.
3) تمام یهود را بزرگ دارید و بعد از اینکه آنها را بزرگ داشتید کشورشان را از روی نقشه جهان حذف کنید.
4) روز هفتم هر هفته دست از کار بکشید و برای اعلام حمایت از انرژی هسته ای به خیابان بروید.
5) پدران و مادران خود را گرامی بدارید و در انتخابات به جای آنها رأی بدهید.
6) هرگز جنایت نکنید، مگر در مورد کسانی که از قیافه شان خوش تان نمی آید.
7) هرگز زنا نکنید، اما به هر حال زنا از روزنامه نگاری بهتر است.
8) هرگز دزدی نکنید، به جای آن یک قرارداد رسمی با شهرداری بنویسید و پورسانت تان را بالا ببرید که خداوند پورسانت را دوست دارد.
9) سوگند دروغ نخورید، اما در اخبار تلویزیون و در زمان انتخابات هر چه دروغ خواستید بگوئید.
10) شهادت دروغ ندهید، مگر در مورد هاله نورانی ای که دور سر رئیس جمهور ظاهر شده است.

بعد از خروج پاپ از منزلش در واتیکان . سربازان گمنام
دولت اسلامی طی عملیات شهادت طلبانه و با در دست داشتن
حکم قانونی از سر دادستانی دادگستری حکومت اسلامی
منزل وی را مورد تفتش قرار دادند و در نتیجه آن عملیات . اقلام زیر بدست آمد
1- یک عدد انبر و مقداری زغال و خاکستر
2- چهار عدد شیشه خالی ( مشکوک به شیشه شراب سرخ )
3- هفت عدد عکس از دختران راحبه با لباس مذهبی و یکجفت دمپایی زنانه
4- سه عدد باند و مقداری پنبه
5- یک عدد چاقو ( بزرگتر از چاقوی میوه خوری )
6- یک عدد رایانه جانانه و تعدادی سی دی و یک وب کم مناسب چت
7- سه عدد کتاب رومان ( عشقی )
8- یکدست کارت بازی هواپیما و یکدست پاسور رویال
9- یک خودنویس و مقدار متنابهی کاغذ سفید ( مناسب برای نوشتن )
با هماهنگی لازم با دولت ترکیه و پلیس بین الملل
قرار است پاپ بندیک شانزدهم در کشور ترکیه بازداشت و تحویل حکومت
اسلامی گردد . تا بعد از محاکمه بدون داشتن وکیل مدافع و هیئت منصفه
او را به اعدام محکوم و حکم آنرا سحرگاه یوم الله روز یاد شده اجرا کنند .
او را از صلیب آویزان خواهند کرد . تا به اسلام و مسلمین توهین نکند .
به همین مناسبت از تمامی مردم حزب الله دعوت شده روز موعود در حیاط
زندان اوین تجمع و شعار مرگ بر بندیک درود برآقا سید را سر دهند.
این روزنامه که عکس جدیدی از مریم رجوی هم به چاپ زده به طرح سئوالاتی مهم از خانم رییس جمهور پرداخت .ابتدا خانم رجوی درپاسخ به سئوالی در باره تسلیحات هسته ای رژیم ایران فرمودند ، مردم ایران انرژی هسته ای نمیخواهند و حتی اصلا انرژی نمیخواهند اگر ما در ایران به قدرت برسیم من به همه قدرتهای بزرگ قول میدهم که مردم حتی نفت هم نمیخواهند و ما حاضریم همه را به رایگان به کسانی بدهیم که به انقلاب ما کمک کرده اند تا بتوانیم به قدرت برسیم .
خبرنگار در سئوال احمقانه ای پرسید که شما از کجا میدانید که مردم ایران انرژی نمیخواهند و خانم رجوی بلافاصله جواب داد : من خودم رییس جمهور هستم وقتی میگویم نمیخواهند دیگر کسی غلط میکنه بگه میخوام اگه کسی این حرف را بزنه معلوم میشه که مزدور رژیم و از وزارت اطلاعات است و بعد از به قدرت رسیدن او را اعدام و محاکمه میکنیم .سپس خانم رییس جمهور خطاب به خبرنگار اضافه کرد : تو هم پول نگرفتی که این چیزا را بپرسی ها ! حواست باشه .
در ادامه خبرنگار از تظاهرات بزرگ اول جولای سوال کرد و از خانم رجوی پرسید که شما هم در این تظاهرات بزرگ که قرار است بیش از300 هزار فرانسوی هم در آن شرکت داشته باشند شرکت میکنید .
خانم رجوی با تعجب از خبرنگار پرسیدند که از کجا میدانید که بیش از 300 هزار فرانسوی در این تظاهرات شرکت دارند ؟ که خبرنگار به سادگی جواب داد : برای اینکه همین چند روز پیش اعلام کردید که 300 هزار فرانسوی به نفع شما طومار داده اند خب اونها باید شرکت هم بکنند .
خانم رجوی که زیر لب جمله ای را به زبان میاورد ( احتمالا گفت که تو دیگه چه خری هستی ) در جواب خبرنگار مبنی بر شرکت ایشان در تظاهرات گفت : والا تو که میدونی رییس جمهور که نمیره تظاهرات شعار بده ممکنه پیام بده و یا نوار ویدئویی بفرسته اما خودش افت داره بره تظاهرات ، حالا اگه لباس نو من آماده شد ممکنه اونم اگه کسی دعوت کرد خب یه تک پا میرم .
خبرنگار سئوال کرد کدام محل را برای تظاهرات در نظر گرفتید که ظرفیت حضور نیم ملیون آدم را داشته باشد ؟
که خانم رجوی فرمودند که تو نگران نباش ما خودمون یه ملیون هم تو یه مغازه جا میدیم تو هنوز انقلاب نکردی و نمیدانی که میتوان و باید دیگه هم سئوال بسه برو چاپش کن تا دیر نشده


