خاطرات تازهي پرزيدنت احمقی نژاد از اسارت ملوانان
روز اول
فرمانده نيروي هوائي مژده داد که بروبچههاي ما يک قايق در خليجفارس گرفته اند. پرسيدم چرا فرمانده نيرودريائي خبر را نداد؟ گفت او از ذوقش نقش زمين شده، فرمانده نيرويزميني دارد حالش را جا ميآورد.
فوري حضور مقام معظم رهبري شرفياب و خبر را دادم. فرمودند مواظب باشيد کف قايق سوراخ نباشد وگرنه طبق توضيح المسائل، قايق غرق ميشود. فوري برگشتم که موضوع را به سپاه ابلاغ، وسط راه يادم افتاد که از فرط هيجان، موقع برگشتن دست مقام معظم رهبري را نبوسيدم. دوباره برگشتم، بوسيدم و حظ کردم. (تازه طهارت گرفته بودند.)
خاطرات تازهي احمقی نژاد از اسارت ملوانان
در انگلستان قشقرقي برپاست. آيا ملوانان پانزدهگانه و در رأس آنها، تنها زن همراهشان، حق دارند خاطرات اسارتشان در جمهوري را به روزنامههاي جنجالي بفروشند و پول بگيرند؟ اما در جمهوري اسلامي آقاي احمدينژاد فارغ از اين المشنگهها، خاطراتش را از روزهاي اسير داشتن متجاوزان به آبهاي ايران، به کاغذ آورده که براي نخستينبار در جريدهي سبيعالانتشار کيهان هفتگي ميآيد:
روز اول
فرمانده نيروي هوائي مژده داد که بروبچههاي ما يک قايق در خليجفارس گرفته اند. پرسيدم چرا فرمانده نيرودريائي خبر را نداد؟ گفت او از ذوقش نقش زمين شده، فرمانده نيرويزميني دارد حالش را جا ميآورد.
فوري حضور مقام معظم رهبري شرفياب و خبر را دادم. فرمودند مواظب باشيد کف قايق سوراخ نباشد وگرنه طبق توضيح المسائل، قايق غرق ميشود. فوري برگشتم که موضوع را به سپاه ابلاغ، وسط راه يادم افتاد که از فرط هيجان، موقع برگشتن دست مقام معظم رهبري را نبوسيدم. دوباره برگشتم، بوسيدم و حظ کردم. (تازه طهارت گرفته بودند.)
روز دوم
فرمانده نيرودريائي نيمه جان آمد و خبر داد که قايق توقيفي پانزده سرنشين انگليسي هم دارد. فوري براي دادن خبر حضور مقام معظم رهبري شرفياب، وسط راه برگشتن يادم افتاد که از فرط هيجان، دست مقام معظم رهبري را بوسيدهام اما يادم رفته خبر را بدهم. دوباره برگشتم عرض کردم قايق پانزده سرنشين انگليسي هم دارد. فرمودند دوباره با دقت بشمرند که کم و زياد نباشد. برگشتم خودم يکنفر از دفتر رياست جمهوري فرستادم دقيق بشمرد. آمار آورد که چهارده ملوان انگليسي هستند که يک پري دريائي از آب گرفتهاند لباس ملواني تنش کردهاند.
روز سوم
اطلاعات سپاه تحقيق و بازجوئي کرده معلوم شده نفر پانزدهم پري دريائي نيست بلکه آبجي – ملوان است که با چهارده مرد نامحرم، به طرز زنندهاي توي قايق نشسته بوده. نميدانم پدر و مادرش چي فکر ميکنند. اما به چشم خواهري مثل هُلوست. ويدئوشان را آوردند ديدم هُلو دارد سيگار ميکشد. اين لابد در شهر خودشان سينما هم ميرود. فحشاي غربي آبهاي ما را آلوده ميکند.
روز چهارم
خبر دادند چند روز است ملوانها غذا ميخواهند! دستور دادم با رأفت و عطوفت مکتبي به آنها غذا بدهند، ويدئوهم بگيرند که بعداً دبه نکنند. گفتم بگوئيد خداراشکر کنند که ماه مبارک رمضان گير ما نيفتادند وگرنه از سحر تا افطار نه غذا بود نه آشاميدني نه سيگار. اگر محرم آمده بودند قمهشان را هم ميزديم.
مقام معظم رهبري فرمودند قبل از غذا آنها را توزين کنيد بعد از غذا هم بلافاصله دوباره وزن کنيد که هرکدام چقدر غذا خوردهاند تا بعداً از ملکهي انگليس مطالبه کنيم.
روز پنجم
همسر رياست جمهور به من اعتراض که چرا اينقدر ويدئوي اينها را ميبيني؟ گفتم من رئيسجمهورم بايد ببينم. گفت پس چرا هي مال آن دخترک را «ريوايند» ميکني؟ گفتم شما «ريوايند» از کجا ياد گرفتي؟ کجايش را «ريوايند» کردم؟ گفت همان جاها که «اسلوموشن» ميکني!
روز ششم
همسر رياست جمهوري را با طياره فرستادم گرمسار. طياره دوست دارد. نشستم به اسلوموشن ِ هُلو. از دفتر رهبري پيغام آمد که مردها را نگهداريد، زن را آزاد کنيد برود. اين ديگر چه دستوري بود! چرا برعکس نکنيم؟ به نظر من بايد هلو را نگهداريم.(موزها را برگردانيم.)
روز هفتم
در مورد تجاوز قايق انگليسي به آبهاي ما آقايان ملوانها هرچهاردهتاشان اظهار بياطلاعي و بيگناهي ميکنند. انگار خود را با چهارده معصوم اشتباه گرفتهاند. مقام معظم رهبري سوال فرمودند آيا قايق از طرف چپ داخل آبهاي ما شده يا از طرف راست؟ شرايط دخول را بيان فرمودند که تا کجاي قايق اگر داخل شده باشد.... عرض کردم اگر هم داخل آبهاي ما نبوده، امدادات غيبي هلش دادهاند اينطرف که ما خيرش را ببينيم. بعد سوال کردم اين چهارده ملوانباشي و يک ملوانباجي، آيا به ما حلال هستند؟ مقام معظم رهبري آه کشيده، براي اولين بار فتوا فرمودند که دخترک مثل هلوي پوست کنده ميماند. عرض کردم هلو هست ولي پوست کنده نيست، خودمان بايد پوستش را بکنيم. فرمودند ببوس. دست مبارکشان را بوسيدم.
روز هشتم
امشب توني بلر و فرمانده نيروي دريائي بريتانيا و ملکه اليزابت و شوهرش نيامدند توي تلويزيون بيبيسي عذرخواهي کنند. اول خيال کردم ساتلايت ما خراب است. دستور دادم ديش را همه طرف چرخاندند. خودم هم از پائين تلويزيونمان را گرداندم. آخرش رو به قبله، ولش کردم. از آنطرف امامجمعهي قزوين هم آمده بود که چه ملوانهاي نازنيني هستند آزادشان نکنيد بالام. امامجمعه اصفهان هم فتوا داده که «حيف اِس».
روز ماقبل آخر
فردا داريم پسشان ميدهيم. خودم پس نيفتم خوب است. مقام رهبري فرمودند از تک و تا نيفتيد. فرمودند مدال به سپاه بدهيد و ژست بگيريد که ما زديم! خدمت مقام معظم رهبري عرض کردم «مقام معظم رهبري! چقدر خوب شد که حضرتعالي برخورد نفرموديد، وگرنه از آنطرف هم همتاي انگليسيتان علياحضرت ملکهي انگليس برخورد ميکرد! آنوقت ديگر خر بيار باقالي بار کن!» مقام معظم رهبري از اين ضربآلمثل زياد حال نفرمودند. گمانم به باقالي حساسيت داشته باشند. شايد هم بلاتشبيه به خر.
روز آخر
نطق خوبي کردم. کت شلوار بهشان داديم بعد پشیون شدیم که چرا از کاپشنهای خودم بهشون ندادم چون کت شلوار اصلا بهشون نمیومد و رو تنشون زار میزد . به ملوانباجي مانتو داديم. کله قند بهشان داديم. دانه دانهشان مقابل من ايستادند حلالبودي طلبيدند. ناراحت بودند که چرا داريم پسشان ميفرستيم. به منزل که برگشتم عيال از گرمسار آمده بود. داشت ويدئوي امروز را «ريوايند» ميکرد و «اسلوموشن» ميکرد و به من ميخنديد. من هم «فست فوروارد» دوباره فرستادمش گرمسار. شب به خير.
فشردن دست احمدی نژاد توسط فهد هم حکایتها دارد

چهار روز قبل: سردار عسگری معاون سابق وزارت دفاع که برای سفری به خارج رفته بود، احتمالا توسط نیروهای منافقین دزدیده و به شکنجه گاههای آمریکا برده شده است. خانواده وی که در تهران هستند ده دقیقه قبل با خبرگزاری جمهوری اسلامی تماس گرفتند و اعلام کردند که سردار عسگری دو هفته است که دزدیده شده است. گویا موساد قصد دارد تا پس از تحویل گرفتن سردار عسگری وی را با رون آراد معاوضه کند. سخنگوی وزارت خارجه این اقدام را نقض توافقات دیپلماتیک دانست و اعلام کرد سردار عسگری یک دیپلمات بوده است و باید هرچه سریع تر آزاد شود.
دو روز قبل: عسگری یکی از معاونین دون پایه وزارت دفاع خاتمی که مدتی است بازنشسته شده و به کارهای تجاری می پرداخته و برای خودش این طرف و آن طرف می رفته، به هتل محل اقامتش به نام هتل قیلان مراجعه نکرده است و شایعاتی که در مورد پناهندگی اوست تکذیب می شود، چون اعضای خانواده او در ایران هستند. وی سالها قبل جزو نیروهای سپاه در لبنان بوده و همه چیز تکذیب می شود. وی 63 ساله است و دچار فراموشی است.
امروز: عسگر، دربان وزارت دفاع خاتمی( سه مرتبه) که بنا به گفته منابع مشکوک دو ماه قبل ناپدید شده و به غرب پناهنده شده است، تاجر آهن بوده و احتمالا همان شهرام جزایری است. وی که تا دیروز همه اعضای خانواده اش با خبرگزاری ما تماس می گرفتند، اعلام شد که اعضای خانواده اش یک ماه است از ایران رفته اند. منابع مشکوک گفته اند که عسگر در اروپای شمالی دیده شده است. فرمانده سپاه آشنایی با هر فردی به نام عسگر، اصغر، اصغری، علسگر و اصغرزاده را تکذیب کرد و گفت ما خبر نداریم.
دو روز بعد: شخص موسوم به عسگر توپچی که ادعا کرده است که زمانی معاون دربان وزارت دفاع خاتمی( پنج مرتبه) بوده است، و به آلمان پناهنده شده است، یکی از عوامل جاسوسی دشمن بوده و وزارت اطلاعات وی را از سال 1383 زیر نظر داشته و هتلی که وی قرار بود به آنجا برود هم هتل نبود بلکه یک مسافرخانه گند و کثافت بود و وی هرگز فرمانده نیروهای سپاه در لبنان نبود. فرمانده نیروی انتظامی از اینترپول درخواست کرد عسگر را دستگیر و همراه با شهرام به پلیس ایران تحویل دهند. خانواده عسگر هم که به دبی رفته اند، خیلی آدم های نامربوطی هستند و قبلا روایط مشکوکی داشته اند.
آخرین اخبار عسگری: ظاهرا اعلام شد که سردار عسگری در آلمان دیده شده و خانواده اش نیز از ایران خارج شده اند. گفته شده است که وی از سال 2003 با غرب رابطه داشته و زیر نظر بوده است. گفته شده است که وی فرمانده نیروهای سپاه در لبنان بود و سالها بود که در لبنان زندگی می کرد. همچنین اعلام شد که وی مانند سایر برادران سردار سپاه به امر تجارت مشغول بود.
نیویورک نیویورک، من دارم می آیم!
احمدی نژاد اعلام کرد که قصد دارد برای دفاع از حقوق هسته ای ایران در نشست سازمان ملل در نیویورک حضور یابد. خاتمی گفت: « نباید اجازه بدهیم قطعنامه جدیدی علیه ایران صادر شود.»، از طرف دیگر دولت های فرانسه و آلمان بر صدور قطعنامه جدید تاکید کردند. آگاهان بعد از بررسی پرونده بالینی آقای احمدی نژاد، دلایل زیر را برای تمایل وی به حضور در شورای امنیت برشمردند:
اول: احمدی نژاد می خواهد مصدق بازی خودش را ادامه دهد و بعد از مدتی که سفر خارجی نکرده است به نیویورک برود و کلکسیون عکس هایش را با خارجی ها کامل کند.
دوم: با توجه به اینکه ممکن است حضور یک آدم باشعور و منطقی باعث شود که قطعنامه علیه ایران صادر نشود و این برای دولت احمدی نژاد یک فاجعه است، قطعا می خواهد خودش برود. آگاهان گفته اند که قرار است پیش نویس متن قطعنامه را هم خودش با خودش ببرد.
سوم: اگر به نیویورک برود مجددا از او عکس و فیلم می گیرند و تصاویر وی پخش می شود.
چهارم: اگر به نیویورک برود احتمالا یک هفته ای از شر بودجه و مسائل آموزش و پرورش و این جور چیزها راحت می شود.
پبشنهاد: مجلس ازاحمدی نژاد بخواهد که استدلال هایی را که در نیویورک خواهد کرد، حداقل یک بار برای نمایندگان مجلس ارائه کند.
از بغداد به آنکارا
جلسه بغداد تمام شد. آنها با اینها دست دادند، مشکلی هم پیش نیامد. قرار است اجلاس بعدی در آنکارا باشد و این دفعه دیگر منوچ و کوندی همدیگر را می بینند. منوچ گفت: باید روش فکر کنم. کوندی گفت: اگه منوچ نیاد رگ دستمو می زنم. تعدادی از اشعاری که کوندالیزا رایس در شوق دیدار منوچ میم سروده است، در حال ترجمه است که بزودی منتشر می شود.
پاسخ به حسین شریعتمداری
آقا رفتیم یک سری رادیو زمانه، بچه های خوبی بودند، شاید هم برویم و با آنها کار کنیم، بالاخره اگر قرار است شبکه عنکبوت باشد که نمی شود آنها آنجا باشند، ما اینجا. به نظرم آمده که کارهایی را که می شود در مورد موسیقی کرد به بچه های زمانه پیشنهاد کنم. البته دلیل اصلی ماجرا این بود که کیهان گیر سه پیچ داده به رادیو زمانه و این نشان می دهد که این رادیو دارد موفق می شود که شنونده یا خواننده یا چیزهای دیگر پیدا کند. از طرف دیگر جوابیه اساسی آقای محمد مهدی فقیهی را به کیهان خواندم. جدا از منطقی که در پاسخ آقای فقیهی بود، نامه منتشر شده خودش یک اثر ادبی بود، به قول ناصرالدین شاه خوشمان آمد. این نوشته را با عنوان « یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش» بخوانید.
در این پانزده سال
دکتر پوپولی، یا همان الفنون، یا همان دکتر اینقدی نژاد، یا دکتر هسته ای نژاد، یا محمود خوش قدم، در یک سخنرانی برای آموزش و پرورش گفت: « اگر همه کارها را تعطیل کنیم و به آموزش و پرورش برسیم، ضرر نکرده ایم.» همین دکتر هسته ای نژاد دو هفته قبل گفته بود: « اگر ده سال مملکت را تعطیل کنیم و فقط به تولید انرژی هسته ای بپردازیم، ضرر نکرده ایم.» آگاهان توضیح دادند علت این تعطیل کردن این است که ظاهرا احمدی نژاد نمی تواند دو تا کار را با هم انجام بدهد، هم آموزش و پرورش را اداره کند، هم انرژی هسته ای تولید کند و هم هیات دولت را اداره کند و هم هفته ای یک بار به تراکتورهای تولید شده در کاراکاس سربزند. در همین مراسم احمدی نژاد گفت: « کسانی که 15 سال هیچ کاری انجام ندادند، حالا دولت را تحت فشار قرار داده اند.» آگاهان منظور دکتر را از کارهایی که در این پانزده سال انجام نشده به شرح زیر دانستند:
اول: در این پانزده سال هیچ کس نتوانست کاری کند که ایران تا این حد در سطح جهان مطرح شود و همه به ما بد و بیراه بگویند.
دوم: در این پانزده سال تا این حد اقتصاد ایران پبشرفت نکرد که گوجه فرنگی به قیمت 3000 تومان برسد.
سوم: در این پانزده سال هیچ کاری برای زنان انجام نشد، نه آنها را توی خیابان کتک زدند، نه انداختند زندان. و دولت نهم موفق شد که زنان سیاست مدار را به خیابان بکشد، در عین حال تعداد زنهای خیابانی را هم بالا ببرد.
چهارم: در این پانزده سال سابقه نداشت یک رئیس جمهور هشتاد میلیارد دلار را در ده ماه تبدیل به آشغال کند. قبلا این کار را در ده سال می کردند.
پنجم: در این پانزده سال سابقه نداشت رئیس جمهور ایران با صد دیپلمات بزرگ جهان در یک سال ملاقات کند و در نتیجه همه آنها علیه ایران موضع بگیرند.
ششم: در این پانزده سال سابقه نداشت که مردم ایران اینقدر به رئیس جمهور علاقمند بشوند که 5.5 میلیون نامه برایش بفرستند که هشتاد درصد آنها شکایت از دولت خودش باشد.
هفتم: در این پانزده سال دولتهای قبلی هیچ کاری نکردند و دولت نهم موفق شد چند پروژه ای را که ده سال روی آنها کار شده بود، افتتاح کند.
هشتم: در این پانزده سال هیچ رئیس جمهوری نه در هاله نور دیده شده بود و نه تبدیل به معجزه الهی شده بود، تا چشم هرکسی نمی تواند ببیند کور شود.
مکتوب سید الرئیس و قائد العظیم صدام لسید اخ مسعود رجوی و زوجهی
بعد السلام
اکنون که انا راح فی دیار آخرت بدینوسیله به شخص جنابعالی مع السلامه گفته و نصایحی خدمتان عرض میکنم
برادر مسعود سلام به شما و به همسر گرامیتان مریم بانو رئیس الجمهوریه المنتخب ایرانیه انشاءالله , من متاسفم که نتوانستم ایشان را به ایران برسانم اما در این دقایق آخرهمچنان تکرار میکنم که المریم مالقمرالتابان, میبریمش به تهران.
البته وقتی با آنهمه توپ و تانک نتوانستیم معلوم نیست دیگر چه کار میشود کرد.؟
و اما نصایح
اخ مسعود این خط موازی که تو با این آمریکایی ها میروی آخر و عاقبت ندارد من هم خط موازی را رفتم و هم خط منطبق اما این آخر و عاقبت من .
به هذالشیوخ وامضاءهایشان هم فی بطنک لا خوش یعنی دل خوش نکن , همه این شیوخ هم برای من امضاء کردند نود و نه درصد و نود ونه صدم درصد هم به من رای دادند فقط من به عدی گفتم که به قصی رای بده که نشه صد درصد که باور نکنن.
اما همین شیوخ وقتی برای من جایزه تعیین شد همه دنبال جای من بود ند , تو البته شانس آوردی که سوراخت از سوراخ من سوراختره و هنوز گیر نیفتادی در ضمن تو که اینهمه تو سوراخت بودی چرا بیخودی پیام دادی البابا جان یه دفع دیدی مثل اعدام یکشبه من تو را هم یکشبه گرفتن بلایی سرت آوردن.
باید بگم که "الاسد الهمیشه بیدار یه کمی دست نگه دار" اول ببین اوضاع چی میشه بعد اقدام کن.
من شدیدا و حتی از مریم بیشتر نگران جان تو هستم چون مریم اگر توهم نباشی با مهدی و بقیه العملو یرتفع یعنی کارش راه میفتد اما من چه اگر تو نباشی به چه کسی برای دشمنی با ایران و ایرانی دل خوش کنم .
در کنف حزب بعث العربی العفلقی موید باشی یعنی الدمت گرم و فی انتظار زیارتک و ملاقات بینک و بیننا .
نمايش: پرده بالا رفت الان
ميان صحنه انچوچک نمايان
رود چاردست و پا پهلوي رهبر
صداي خويش اينسان ميدهد سر:
- الا رهبر! دوباره زن گرفتم
نه يک تن بلکه سي چل تن گرفتم
شبانه حمله کردم خانههاشان
خشونت نيز ورزيدم باهاشان
گروهي را گرفتم در خيابان
شب مهتاب و زير ماه تابان
چه زنهائي، همه اهل شعورند
به کلي از من و سرکار دورند!
زني که حق خود را ميشناسد
نميخواهد که با دولت بلاسد
زني که خوانده در دانشکده درس
ندارد از دروس حوزوي ترس
زني که با فداکاري و ايثار
براي حق زنها ميکند کار
زني که صاحب رأي است و تشخيص
نه بر دست حکومت ميزند ليس
زني که پاش بيفته، بي تأسف
به ريش رهبر، اول ميکند تف
من اينها را گرفتم دانه دانه
به زندان اوين کردم روانه
دم زندان که آمد شوهر او
برادرزادهي او، مادر او
من او را هم گرفتم تا بماند
که حال قوم و خويش خود بداند
شما حالا بگو برنامه ات چيست
خيالات پس عمامهات چيست
شما گفتي براي هشتم مارس
بکن حمله، بکن واق واق، بکن پارس
بگفتي روز زن معنا ندارد
وگر دارد براي ما ندارد
به من گفتي بگيرم، من گرفتم
به يک مانور ، کلي زن گرفتم
کنون هرچه بفرمائي بگوشم
شما چون آتشي من آب جوشم
شما چون لوطي و من عنتر تو
مثال خاتميها نوکر تو .....
***
چو رهبر اين سخنها را شنيدي
يکي دستي به ريش خود کشيدي
همي ياد آمدش از بيت بالا
دوباره مضمضه فرمود حالا:
« زني که پاش بيفته، بي تأسف
به ريش رهبر، اول ميکند تف»
چه فرمود و چه دستوري به او داد؟
نميدانم خلايق......
پرده افتاد .....!
در سالگرد انقلاب، اظهارات يک شاهد عيني و فعال از شبکه سه در بارهي انتخاب رئيسجمهوري، قابل توجه است:
« .... وی در ادامه افزود:يک بار بر سر همين مسئله با آيتالله خامنهای به قم رفتيم، در آن زمان حضرت امام در قم سکونت داشتند، محل سکونت امام اتاقی داشت بيرونی؛ و اندرونی هم داشت و در وسط آن راهرويی بود که دست شويی هم در آنجا قرار داشت، ما شب رسيديم، حضرت امام فرمودند شب ملاقات نمیشود، اما با اصرار من ملاقات انجام شد. ايشان به بيرونی نيامدند همانجا در راهرو با ايشان ديدار کرديم و ما استدلال خودمان را هم ارائه داديم، اما ايشان نپذيرفتند و گفتند موافق نيستم....»
(و جالب است که راوي با اين دقت و ظرافت! کروکي محل را تشريح کرده.)
شنيدم چو از تخت افتاد شاه
رسيدند شيخان به آن جايگاه
کجا گشت معلوم تکليف مُلک؟
بنا بر روايت: دم مستراح .....
سایت بازتاب منتصب به محسن رضایی نیز فیلتر شد ایشان در سخنانی در گذشته ازهار داشته بود اسرائیلیها میخواهند سایت او را مختل کنند و ظاهرا موفق شدند ولی مزدوران اسرائیلی رو من شناسائی کردم که از خودیها هم هستند. برای آگاهی شما واین آقا من این پست رو با مدرک ارسال میدارم از سایت خبر گزاری ایلنا
| از سوي معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد؛ فعاليت سايت بازتاب غيرقانوني و ممنوع اعلام شد تهران- خبرگزاري كار ايران
دبيرخانه كارگروه تعيين مصاديق پايگاههاي غيرمجاز اينترنتي با صدور اطلاعيهاي، پايگاه اطلاعرساني «بازتاب» را غيرقانوني و فعاليت آن را ممنوع اعلام كرد.
خوب حالا به مطلب طنزی از همین سایت در مورد آقا شهرام نوشته که به مزدوران اسرائیلی بر خورده و سایت بازتاب رو مختل کرده نگاهی بیندازید. شهرام چيكارش ميكنه؟... |
کلیپ طنزکندو کاری افغانی 16+ فرمت wav .zip
کلیپ فتح ا... فسایی نصف شب توی رختخواب 18+ فرمت wav .zip
کلیپ فاطی فاطی ۱۲+ فرمت wav .zip
کلیپ بچه شهر فرمت wav .zip
عروسی علی آقو ۱۲+ فرمت wav .zip
(کلیپهای طنز مذهبی)
کلیپ طنز احمد بنگی فرمت wav .zip
کلیپ طنزسخنان قرائتی در ماه رمضانفرمت wav .zip
کلیپ ظنز مدرسه دخترانه فرمت wav .zip
کلیپ روضه پراید فرمت wav .zip
آن خلق که بیست و دوی بهمن حشری شد
از بس هیجان داشت به سرعت کمری شد
افسوس که آن ملت سر در گم و عاصي
بازیچهی یک جمع هفشده نفری شد
چپ چپّه شد و در سمت خادم مسجد
مشغول به جاروکشی و رفتگری شد
وان تودهای سینهزن هیئت مسکو
علاف کیانوری و احسانطبری شد
با پشت خم و بنیهي کم، جبههی ملی
در خدمت ملا سِمَتش باربری شد
وانکه خبر از آمدن فاجعه میداد
روزش همه با فحش خلایق سپری شد
بی بی سی دلسوز! خبر پشت خبر داد
بهره ور از آن بیکسی و بیخبری شد
شیخ آمد و زد خیمه به خرگاه شهنشاه
با آمدنش هجری شمسی قمری شد
آخوند به مطبخ زد و با چشم پر از آز
افطار نکرده پی طبخ سحری شد
چون مور و ملخ لشکر غارتگر شیخان
پیش آمد و هر لحظه جریتر ز جری شد
هر بی هنری منصب فرهنگ و هنر برد
هر کور و کری رهبر سمعی بصری شد
ممد جگری شد ز مدیران صنایع
یک تن ز مدیران صنایع جگری شد
وان خلق که امیّد حقوق بشرش بود
محروم ز هرگونه حقوق بشری شد
هادی! تو هم آنروز در آن غافله بودی
حالا چه شده لحن تو صاحبنظری شد؟
۲۲ بهمن ۱۳۸۵
بدون شرح بخندید:
به نقل از:
قطع ارتباط با حماس
استيضاح رييسجمهور
تحميل دلار يا قبول يورو
يك اشتباه ديگر
مجلس شوراي اسلامي در كنار اخبار و حوادث اصلي خود حاشيههاي جالبي نيز دارد. سعي ميكنيم هر هفته حداقل در يك نوبت حاشيههاي خواندني مجلس را براي شما تهيه كنيم. حاشيههايي كه معمولا 20:30 هم به آن توجه نميكند.
و اما دوستان صدام! بالاخره روي دوم فلسطينيها هم در آمد!
«داريوش قنبري» عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي در مورد ابراز تاسف حماس از اعدام صدام به خبرنگار ما گفت: «وزير امور خارجه بايد در رابطه با جنبش حماس و با توجه به موضعگيري خاصي كه اين جنبش در رابطه با اعدام صدام حسين داشت تجديد نظر كند.»
همچنين قنبري چنين ادامه داد: «من تذكر به وزير امور خارجه دادم كه جمهوري اسلامي حمايت خود را از حماس قطع
![]() |
با توجه به اينكه جمهوري اسلامي در حمايت از حماس هزينههاي زيادي را پرداخت كرد و اين كار به اين دليل بود كه حماس مواضع اسلام گرايان را در مجموع در پيش گرفته اما با موضع جديدي كه اين جنبش در قبال اعدام صدام حسين داشت، نشان داد كه اين جنبش بيشتر از آنچه كه يك جنبش اسلام گرايانه باشد يك جنبش ناسيوناليستي عربي است. به همين خاطر به نظر ميرسد كه قرابت چنداني بين مواضع اين جنبش و مواضع جمهوري اسلامي وجود ندارد و در اين راستا ما خواهان آن شديم كه وزارت امور خارجه در رابطه كشورمان با اين جنبش تجديدنظر بكند و حمايتهايي را كه ما در گذشته و در حال حاضر از اين جنبش داشتيم معلق بگذاريم. قنبري در مورد اينچنين حمايتهايي كه آيا در آينده به ضرر ما خواهد بود يا نه، گفت: «بله در اين مورد شكي نيست و چنين پشتيبانيهايي در راستاي حمايت از ناسيوناليسم عربي است تا آن هدفي كه ما قبلا در حمايت از اين جنبش داشتيم اين جنبش را به عنوان يك جنبش اسلامگرا ميشناختيم و در حال حاضر با چنين حمايتهايي برداشت ما اين است كه اين جنبش هم دنبال دامن زدن به ناسيوناليسم عربي و در مجموع تقويت اين جريان فكري است. حماس در حالي كه از امكانات و حمايتهاي گسترده جمهوري اسلامي در طي سالهاي گذشته استفاده كرده و در حال حاضر هم استفاده ميكند اما موضعي كه در جريان اعدام صدام گرفت 180 درجه با موضع ما تفاوت دارد و در جهت خلاف منافع ملي ما است. صدام به هرحال فردي بود كه پيش از آنچه كه به خود مردم عراق ستم كرده باشد به همسايگان خود ظلم كرده بود از جمله حمله به كشور كويت و ايران كه بيشترين ضرر و زيان، متوجه تماميت ارضي و منافع ملي در طي هشت سال به ايران وارد شد و فرزندان بسياري از اين مرز و بوم را به خاك و خون كشيد.
به هرحال حمايت از فرد صدام حسين تحت هر عنواني كه باشد توجيهي ندارد و به همين دليل جمهوري اسلامي بايد در روابط آينده خود با جنبشهايي مثل حماس و كشورهايي از جمله ليبي كه از صدام حسين حمايت كردند تجديدنظر به عمل بياورد.
نماينده ايلام در ادامه مطلب خود گفت: «من تذكري هم در اين رابطه به مجلس ارائه دادم ولي رييس مجلس به صلاح ندانستند كه اين مطلب را اعلام بكنند كه مورد اعتراض من هم واقع شد. علت اصلي حماس از اين عمل به طور كلي در راستاي تعلق به ناسيوناليسم عربي است. فلسطين زماني ميتواند موفق بشود كه به عنوان يك مسئله اسلامي و مسئله مذهبي مطرح شود و نه به عنوان يك مسئله سياسي و ملي. جريانهاي گذشتهاي كه در كشور فلسطين فعال بودند مثل جنبش «الفتح» نيز در واقع اين تحليلها را به اثبات ميرساند و در مجموع هدف اوليه هم از تشكيل حماس اين بود كه جريان فلسطين را به عنوان يك جريان اسلامي و ديني مطرح كند نه به عنوان يك جريان ملي، با چنين نگرشي زمينه براي حمايت جمهوري اسلامي از اين جنبش منتفي است و جمهوري اسلامي بايد در سياستهاي خود در مورد اين جنبش تجديدنظر بكند.»
استيضاح، رييسجمهور، سوال
در مجلس خيلي از افراد را ممكن است استيضاح كنند يا اينكه سوالاتي را از آنان بپرسند، اما اين دفعه قرعه به نام شخص رييسجمهور آقاي احمدينژاد افتاده است. احمدينژاد بايد به سوالات مطرح شده از طرف نمايندگان پاسخ دهد. آنگونه هم كه در مجلس پيچيده است، طراح اصلي سوالات آقاي اعلمي عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي
![]() |
وقتي از آقاي اعلمي در مورد تعداد امضاكنندگان سوال شد، پاسخ قاطع و روشني نداد و فقط گفت: «فعلا مطلبي را نميتوانم بگويم تنها اين مطلب را بدانيد كه حدود 37، 38 امضا جمعآوري شده است.»
در ادامه اين مطلب داريوش قنبري نماينده ايلام و عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي گفت: «تصميمات شتابزدهاي كه آقاي رييسجمهور گرفتند، مثلا در مورد تغيير ساعت كار بانكها يا تصميمات غيرمطالعه شدهاي كه امسال در مورد عدم تغيير ساعت در فصل تابستان داشتند و ضرر و زيانهاي بسيار زيادي را متوجه منافع كشور كردند.
بحث تصميمگيريها و اعلام مواضع شتابزدهاي كه منافع ملي را تامين نميكند و سودي به حال منافع ملي ندارد؛ بحثهايي مانند «هولو كاست» كه در مجموع سود چنداني را براي ما به دنبال نداشت و بيشترين هزينه براي منافع ملي ما ايجاد كرد تا سود خاصي را به ارمغان بياورد. بحث عدم توجه به جايگاه قانوني مجلس و نمايندگان باز علتي ديگر به سوال از رييسجمهور ميباشد.»
قنبري در ادامه گفت: «اينكه شان مجلس در قانونگذاري رعايت نميشود و تصميماتي گرفته ميشود كه جاي اين تصميمات مجلس است نه قوه مجريه، يعني بعضي وقتها قوه مجريه و خود رييسجمهور به جاي مجلس تصميمگيري ميكنند. شبيه اينگونه تصميمگيري را در بيان موضع ايشان در مورد برخورد با مفسدان اقتصادي هم ملاحظه كرديم، يعني در واقع رييسجمهور نه تنها به جاي مجلس ميآيد و تصميم ميگيرد بلكه به جاي قوه قضاييه هم تصميم ميگيرد. بحث برخورد با مفسدان اقتصادي هم ربطي به جناب شخص رييسجمهور و قوه مجريه ندارد و اين مورد بايد در قوه قضاييه مطرح و نتيجهگيري شود.» يكي ديگر از محورهاي سوالات از «احمدينژاد» در مورد تورم و مسئله هستهاي است كه در يك سوال به مسئله هستهاي به شكلي كلي پرداخته شده است.
نماينده كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي در ادامه گفت: «در حال حاضر 42-43 امضا جمعآوري شده است كه اين مقدار بايد به 73-74 امضا افزايش يابد كه با افزايش بيشتر از اين مورد و در صورت موافقت دو سوم نمايندگان به شكل استيضاح مطرح ميشود.»
تحميل دلار يا قبول يورو!
مصباحي يزدي عضو كميسيون اقتصادي مجلس در مورد تغيير سبد ارزي از دلار به يورو گفت: اصولا سبد ارزي ايران براساس مديريت Porfo ارز تغيير و تحول پيدا كرده كه طي سالهاي گذشته، يعني مديريتي از سوي بانك مركزي براي اين
![]() |
با تغيير سبد ارزي همچنين بخش قابل توجهي از دلار كه در كشور ما جريان دارد به سمت كشور آمريكا بازگشت ميكند و تضعيف بيشتر دلار را موجب ميشود. اگر كشورهاي نفتي ديگر هم اين مسئله را دنبال كنند من معتقدم كه سقوط دلار به شكل وحشتناكي خواهد بود و از اين طريق لطمات جبرانناپذيري به نظام اقتصادي آمريكا خواهد زد.
نماينده كميسيون اقتصادي در ادامه گفت: «ما اين كار را (تغيير سبد ارزي) جلوتر انجام داده بوديم، اما اتكا به دلار را كاملا از بين نبرده بوديم كه با اين تغيير اتكا به دلار از بين ميرود.» در مورد بازگشت به سبد ارزي گذشته يعني دلار گفت: «ما هستيم و شرايط بينالملل و وضعيت دلار و اينكه اگر احيانا تغيير و تحولي رخ بدهد، در مناسبات بينالمللي و خصوصا مناسبات آمريكا و ايران از سويي و تقويت دلار از سوي ديگر ممكن است اين سياست دستخوش تغيير شود و اصولا اتكا به يك ارز خاص هميشه مشكلآفرين است و بايد تركيبي از ارزها و امكان بالانس و تغيير و تحول را در نظر گرفت. براساس اين مبادلات ميتوان گفت كه در حال حاضر دلار در مبادلات ما دخالت دارد و موضوع مبادلات ما ميباشد.»
بعد از سخنان آقاي مصباحي يزدي دكتر خوشچهره در باره اينكه سبد ارزي ايران چرا ديرتر از ساير كشورها تغيير يافت گفت: «يكي از ايرادهاي اصلي ما هم اين است كه من از شروع يورو يعني سال 2000 تاكيدات مكرري داشتم به مديريت پولي و ارزي كشور به دولتهاي وقت كه سبد ارزي را عالمانه، منطقي و تدريجي تبديل كنند. متاسفانه اين غفلت خسارتهايي را متوجه كرده كه بعضي از برآوردها نشان ميدهد بالغ بر پنج ميليارد دلار خسارت ناشي از كاهش متعارف ارزش دلار و متعاقبا يورو و امثال آنها را داشتيم، در حالي كه شاهد هستيم خريد ما از بازارهاي حوزه يورو در اتحاديه اروپا است و درآمد ما دلار.
بنابراين ما هم به خاطر كاهش ارزش دلار ضربه ميخوريم و هم به خاطر افزايش يورو كه خريدهاي خود را انجام ميدهيم. تغيير سريع دلار به يورو يك اقدام انفعالي و شتابزده بود كه بيشتر هم تحميلي بوده و شايد در آينده خير و محاسني را داشته باشد. به هر حال در شرايط تحريمي كه هم اينك ما قرار گرفتيم اين شرايط به ما تحميل شده است و با عمليات مبادلات ارزي با دلار در سطح جهاني محدوديت ايجاد كردند و ما به اجبار به سمت يورو ميرويم. در حال حاضر چون در يك حالت اجبار قرار داريم، اولويت را قطعا از دلار به سمت ارزهاي ديگر از جمله يورو و حتي ارزهايي مثل پول هاي چين و... انتظار داشته باشيم كه مديريت پولي ببرد.»
ما ارز و پولمان و سرمايه خارجي خود را در تركيبي از ارزهاي مختلف قرار بدهيم كه نوسانات آن ارزش كل ارزي ما را كاهش ندهد و اين خود هنر مديريت ميباشد. درصدي را ميشود به يك ارز خاص و درصدي را به ارز ديگري اختصاص بدهد كه نوسانات آنها در حقيقت باعث كاهش نشود، اگر مديريت توانمند و فهيم و فوق علمي وجود داشته باشد كه تغييرات را بفهمد و بتواند برآورد كند معمولا به سمت يك ارزي كه پيشبيني ميشود و ارزي قوي است پيش ميرود و اگر نشود اين پيشبيني را كرد و كشورهاي جهان سوم و در حال توسعه مثل ما كه معمولا اينگونه است، بنابراين ارز را بين چند ارز تقسيم ميكنند و سبد ارزي تنوعي از ارزها ميشود و از اولويت دلار خارج ميشود و اين منطق دارد.»
خوشچهره در رابطه به اينكه تغيير سبد ارزي به اختيار بوده يا به اجبار گفت: «اين مورد را بايد از مديريت پولي كشور پرسيد ولي به نظر من ميرسد كه تاكيدي كه ما قبلا داشتيم و اجرا نشد و از قبل هم هشدار داده بوديم و اين تغيير در يك بستر منطقي، آرام و تدريجي صورت بگيرد و حالت طبيعي داشته باشد چون يك اقدام شتابزده و غيرطبيعي بود به نظر شرايط تحميلي را نشان ميدهد و تحريمي كه آمريكا مبادلات ارزي كشور را با دلار انجام داد به اجبار نظام مديريت پولي كشور را به اين سمت كشاند.»
يك اشتباه ديگر!
«قنبري» عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي در مورد حمله به كنسولگري ايران در اردبيل عراق گفت: «اين حمله دقيقا مشخص است كه مخالف كنوانسيون 1963 وين است. در مجموع مكاني كه داراي مصدوميت ديپلماتيك بوده و از لحاظ مقررات حقوق بينالمللي داراي جايگاه خاصي است بايد حرمتش حفظ شود، متاسفانه حرمت اين مكان شكسته شد و در مجموع نيروهاي آمريكايي دچار يك عمل خلاف قانون و عرف بينالملل شدند. واكنشهاي بينالمللي و كشورهاي ديگر هم نسبت به اين عمل بيانگر اقدام غيرقانوني نيروهاي آمريكايي در حمله به كنسولگري كشور ما بوده، به هر حال ما بايد هم از طريق حقوقي و هم از طريق سياسي اين مسئله را پيگيري كنيم. وزارت خارجه به جاي آنكه بخواهد اقدام مقابله به مثل انجام دهد به نظر من بهتر است كه اقدام حقوقي بكند و طبق كنوانسيون بينالمللي دين بايد خواهان پيگيري و رسيدگي به اين قضيه در محافل، مراجع و دادگاههاي صالح بينالمللي باشيم.»
ريحانه شاهسوند
عملیات انتحاری در عراق
این شخص با بستن بمب به خود اقدام به این کار کرده است(رفتن به بهشت)
پس از انفجار هم که کاملا متلاشی شده و خودرو متجاوزان را خراب کرده
در بسیاری از موارد مردم بی گناه را هم با خود به بهشت میبرند اینم یک نوع
تجاوز به حریم اعتقادی مردم هست که حاضر به این کار می شوند در ایران هم
از این داوطلبان شیطانی که ثبت نام کرده اند وجود دارند.




تصاویری بسیار فجیع از جنایات اخیر در عراق برای بقای اسلام















اين ويدئو از سوي ارتش اسرائيل چند روز پيش در اختيار رسانه ها گذاشته شد که مربوط است به بمباران روستاي قانا. اين ويدئو را براي آن دسته دوستاني پست کردم که هميشه عجولانه و بدون اطلاع قاضي ميشوند.( مدت زمان 2 دقيقه و 24 ثانيه ) لطفا در ويدئو ببينيد که افراد حزب الله چطور بزدلانه در بين مردم عادي مخفي ميشوند و از بين همان زنان و کودکان بيگناه موشک به سوي اسرائيل پرتاب ميکنند. شما اگر جاي آن خلبان اسرائيلي که اين فيلم را گرفته است، بوديد چه ميکرديد ؟ خودتان قضاوت کنيد ، مسول قتل کودکان بيگناه کيست ؟ حزب الله يا اسرائيل ؟
اصولا حفظ آبرو تا اطلاع ثانوی از اهم مسائل خانوادگی در کشور بوده و بر هر پدر و مادری است که تا لحظه به قتل رسیدن توسط فرزندشان آبروی وی را حفظ کنند. در همین راستا و برای اثبات این ضرورت که حتما باید جمعیت ایران به دو تا سه برابر افزایش یابد، خبر زیر در وب سایت انتخاب منتشر شد:
یک دختر 24 ساله به اسم ساناز که مدتها معتاد بوده است و همه شهر بجز پدر و مادر و خانواده از این موضوع خبر دار بودند، و این ساناز خانم چند بار از خانه فرار کرده، ولی برای حفظ آبروی خانواده گاهی به خانه برمی گشت، با پدرش که شدیدا به فکر آبروی خانواده بود درگیر شد. سهراب 75 ساله، پدر ساناز، بعد از اینکه متوجه شد ساناز می خواهد دوباره از خانه بیرون برود، برای حفظ آبروی خانوادگی، تصمیم گرفت جلوی خروج وی را از خانه بگیرد، اما ساناز 24 ساله که حال و حوصله حفظ آبرو نداشت، با چاقو پدرش را زخمی کرد. قرار شد خانواده مذکور برای حفظ آبرو سهراب را به بیمارستان نبرند، اما جراحات عمیق بود، به همین دلیل قرار شد در بیمارستان اعلام کنند که سهراب دچار مارگزیدگی شده تا آبروی ساناز حفظ شود، اما سهراب بیچاره در اثر ضربات دخترش کشته شد. چند روز بعد ساناز به اتهام ولگردی و اعتیاد دستگیر شد ولی برای حفظ آبروی خانواده اش اعلام کرد که خانواده ندارد. در حال حاضر برای حفظ آبروی مذکور نیروی انتظامی از انتشار عکس و نام خانوادگی ساناز مذکور خوددداری کرده است.
شش ماه بعد: نیروی انتظامی تهران اعلام کرد که عکس و مشخصات قاتلی را که دچار جنون شده و هر روز سه نفر را می کشد به دست آورده است، و از کلیه شهروندان درخواست کرد قاتل مذکور را دستگیر کرده و یا اگر چنانچه ردپایی از وی دارند به نیروی انتظامی خبر دهند. نیروی انتظامی اعلام کرد که برای حفظ آبروی قاتل مذکور و اعضای خانواده اش نمی تواند عکس و مشخصات وی را منتشر کند، به همین دلیل مردم باید تلاش کنند خودشان حدس بزنند که قاتل چه کسی است.
سه مشکل بوش با ایران
آقا! آدم وقتی وارد آمریکا می شود، و با ایرانی هایی که آمریکایی شده اند صحبت می کند، به شکل عجیبی دلش می خواهد علیه بوش حرف بزند. این وطن پرستی ایرانیان مقیم فرنگ به شکل عجیبی دل آدم را به درد می آورد. فقط آدم می ماند که چرا این هموطنان بعد از اینکه آمریکایی می شوند، چرا اینقدر فحش و فضیحت نثار بوش می کنند؟ و اینکه با این همه کارهای بدی که بوش می کند، چرا این هموطنان عزیز به وطن زیبا و دوست داشتنی خودمان برنمی گردند؟ من هم چند روزی است که شدیدا با بوش مخالف شده ام و از صبح تا شب( و بالعکس) دلم می خواهد فقط به بوش فحش خواهر و مادر بدهم، فقط مشکل این است که بوش خواهر ندارد و برای این مشکل اساسی باید یک فکری کرد. براساس اخبار واصله بالاخره بوش متوجه شد که مشکلات اصلی اش با ایران چیست. ظاهرا بوش سه سووال اساسی در مورد ایران دارد، که ما از آگاهان خواهش کردیم به این سه سووال پاسخ بدهند.
سووال اول: آیا ایران به دموکراسی جوان در عراق اجازه رشد می دهد؟
جواب اول: بله، ایران به دموکراسی جوان در عراق اجازه رشد می دهد، همانطور که به دموکراسی جوان در خود ایران اجازه رشد می دهد، به شرط اینکه این دموکراسی جوان اولا نمازش را اول وقت بخواند، قرتی بازی در نیاورد، پیرو ولایت فقیه باشد، انتخاباتش زیر نظر و عمل شورای نگهبان برگزار شود و در انتخابات هم به کسانی رای بدهد که مثل احمدی نژاد طرفدار دموکراسی جوان باشد. ضمنا مزاحم کسانی که بطور دموکراتیک عملیات استشهادی می کنند یا بمب کار می گذارند نشود.
سووال دوم: آیا ایران به دموکراسی جوان دولت سینیوره در لبنان اجازه رشد خواهد داد؟
جواب دوم: بله، ایران به دموکراسی جوان دولت سینیوره در لبنان اجازه رشد خواهد داد، به شرط اینکه دموکراسی جوان مذکور دموکراسی دینی باشد، ضمنا دولت مذکور دولت سینیوره نباشد و دولت حزب الله و سید حسن نصرالله باشد و این دموکراسی جوان لبنانی هفته ای دویست تا موشک به تل آویو شلیک کند. در این صورت رشد دموکراسی مذکور بلامانع است.
سووال سوم: آیا ایران می خواهد تسلیحات هسته ای تولید کند؟
جواب سوم: ایران قصد تولید سلاح هسته ای را ندارد، اما ممکن است یک دفعه دلش بخواهد سلاح هسته ای تولید کند، اگر هم سلاح هسته ای تولید کرد، قصد استفاده از آن را ندارد و فقط می خواهد نشان بدهد که بلد است سلاح هسته ای تولید کند، مگر اینکه احساس کند اسرائیل از روی نقشه جهان حذف نشده و دولت آمریکا هنوز وجود دارد، که در آن صورت ممکن است دلش بخواهد از سلاح هسته ای استفاده کند. و اگر هم از سلاح هسته ای بخواهد استفاده کند، دوست ندارد این سلاح های هسته ای را به جایی پرتاب کند که آسیبی به کسی بزند، مگر اینکه تصمیم بگیرد سلاح های هسته ای را به جایی پرتاب کند که بخواهد آسیبی به کسی بزند.
از آقای جرج دبلیو بوش درخواست می کنیم بقیه سووالات خودش را برای ما بفرستد تا ما به سرعت به او جواب بدهیم.
معجزاتش چیست؟
اول: همه پیامبران در ابتدای دعوت خود مورد لعن و نفرین مخالفان خود قرار می گرفتند، اما در مورد پیامبران بعدا حقیقت معلوم می شد و مردم طرفدارش می شدند، اما در مورد احمدی نژاد اول مردم طرفدارش شدند، بعدا حقیقت معلوم شد و حالا مورد لعن و نفرین موافقان و مخالفان قرار گرفته است.
دوم: همه پیامبران ابتدا فقط اطرافیان و اعضای خانواده شان به آنان ایمان داشتند، اما در مورد احمدی نژاد تا آخرش همین است.
سوم: به همه پیامبران از طریق جبرئیل دستور صادر می شد، به احمدی نژاد از طریق موبایل دستورات صادر می شود.
چهارم: چنانکه گفته شده است همه پیامبران زیباترین انسان های امت خودشان بودند، قد بلند بودند و به زبانی زیبا سخن می گفتند و اخلاق خوب داشتند، این یکی هم همینطور است.
پنجم: مثل همه پیامبران که امی بودند و سواد نداشتند، احمدی نژاد هم بی سواد است، منتهی پیامبران با وجود بی سوادی یک حرف های می زدند که معلوم بود پیام خداوند را منتقل می کنند، اما احمدی نژاد هرچه بیشتر حرف می زند، معلوم می شود که پیام کسی را منتقل نمی کند.
ششم: پیامبران و قدیسین معجزه می کردند و مثلا اگر به سنگ دست می زدند آن سنگ به چیزی قیمتی تبدیل می شد، احمدی نژاد حتی به پول و دلار هم دست می زند، آن پول هم ارزشش را از دست می دهد.
هفتم: پیامبران در هرجا می رفتند مورد اذیت و آزار قرار می گرفتند و مردم آنها را می زدند، اما احمدی نژاد هرجا می رود یا تعدادی از مردم کشته می شوند یا وبا می آید یا آتشفشان می آید یا سیل و طوفان نازل می شود.
هشتم: وقتی پیامبری ظهور می کرد ابتدا فقط کسانی که او را می شناختند به او ایمان می آوردند، اما در مورد احمدی نژاد فقط کسانی به او ایمان می آورند که او را نمی شناسند.
نهم: احمدی نژاد شبیه حضرت نوح است، با این تفاوت که در کشتی نوح همه نوع جانوری وجود داشت، فقط حضرت نوح پسرش را که خلافکار بود، با خودش نبرد، اما در کابینه احمدی نژاد فقط یک نوع جانور است و احمدی نژاد برادرش را که خلافکار بود و باجناقش و پسرش و بقیه فامیلش را هم با خودش برد.
دهم: همه پیامبران یا کتک می خوردند یا زندانی می شدند یا دیگران، طرفدارانشان را می زدند و می کشتند، احمدی نژاد یا کتک می زند، یا زندانی می کند و یا طرفدارانش دیگران را می زنند و می کشند.
یازدهم: همیشه پیامبران در هاله نور قرار داشتند، منتهی در آن زمان پروژکتوروجود نداشت. ضمنا در گذشته دیگران هاله نور را دور سر پیامبران می دیدند، این دفعه خود پیامبر جدید التاسیس خودش هاله نور را می بیند.
دوازدهم: پیامبران همیشه فقیر بودند، احمدی نژاد اولین پیامبری است که سالانه پنجاه میلیارد بودجه در اختیارش است.
سیزدهم: هر وقت پیامبری ظهور می کرد افرادی که دارای قدرت بودند او را تکذیب می کردند، اما در مورد احمدی نژاد کسانی که دارای قدرت هستند او را تائید کنند.
چهاردهم: هر پیامبری که می آمد، فقرا طرفدارش می شدند، اما از وقتی احمدی نژاد آمده طرفدارانش وام می گیرند.
پانزدهم: احمدی نژاد اولین پیامبری است که برای اینکه طرفدار پیدا کند وام ازدواج داده است.
شانزدهم: همیشه کفار به پیامبران حمله می کردند و آنها را با سنگ می زدند، اما در آن زمان محافظ و گارد امنیتی اختراع نشده بود.
ده فرمان حضرت موسی(ع) به روایت حضرت محمود(ع)
1) خدای یگانه را که اورانیوم را غنی و هاشمی را فقیر می کند بپرستید .
2) بت پرستی پیشه خود نسازید، و از هیچ چیز جز خداوند و ولی فقیه و مصباح یزدی تبعیت نکنید.
3) تمام یهود را بزرگ دارید و بعد از اینکه آنها را بزرگ داشتید کشورشان را از روی نقشه جهان حذف کنید.
4) روز هفتم هر هفته دست از کار بکشید و برای اعلام حمایت از انرژی هسته ای به خیابان بروید.
5) پدران و مادران خود را گرامی بدارید و در انتخابات به جای آنها رأی بدهید.
6) هرگز جنایت نکنید، مگر در مورد کسانی که از قیافه شان خوش تان نمی آید.
7) هرگز زنا نکنید، اما به هر حال زنا از روزنامه نگاری بهتر است.
8) هرگز دزدی نکنید، به جای آن یک قرارداد رسمی با شهرداری بنویسید و پورسانت تان را بالا ببرید که خداوند پورسانت را دوست دارد.
9) سوگند دروغ نخورید، اما در اخبار تلویزیون و در زمان انتخابات هر چه دروغ خواستید بگوئید.
10) شهادت دروغ ندهید، مگر در مورد هاله نورانی ای که دور سر رئیس جمهور ظاهر شده است.

بعد از خروج پاپ از منزلش در واتیکان . سربازان گمنام
دولت اسلامی طی عملیات شهادت طلبانه و با در دست داشتن
حکم قانونی از سر دادستانی دادگستری حکومت اسلامی
منزل وی را مورد تفتش قرار دادند و در نتیجه آن عملیات . اقلام زیر بدست آمد
1- یک عدد انبر و مقداری زغال و خاکستر
2- چهار عدد شیشه خالی ( مشکوک به شیشه شراب سرخ )
3- هفت عدد عکس از دختران راحبه با لباس مذهبی و یکجفت دمپایی زنانه
4- سه عدد باند و مقداری پنبه
5- یک عدد چاقو ( بزرگتر از چاقوی میوه خوری )
6- یک عدد رایانه جانانه و تعدادی سی دی و یک وب کم مناسب چت
7- سه عدد کتاب رومان ( عشقی )
8- یکدست کارت بازی هواپیما و یکدست پاسور رویال
9- یک خودنویس و مقدار متنابهی کاغذ سفید ( مناسب برای نوشتن )
با هماهنگی لازم با دولت ترکیه و پلیس بین الملل
قرار است پاپ بندیک شانزدهم در کشور ترکیه بازداشت و تحویل حکومت
اسلامی گردد . تا بعد از محاکمه بدون داشتن وکیل مدافع و هیئت منصفه
او را به اعدام محکوم و حکم آنرا سحرگاه یوم الله روز یاد شده اجرا کنند .
او را از صلیب آویزان خواهند کرد . تا به اسلام و مسلمین توهین نکند .
به همین مناسبت از تمامی مردم حزب الله دعوت شده روز موعود در حیاط
زندان اوین تجمع و شعار مرگ بر بندیک درود برآقا سید را سر دهند.
آقای احمدی نژاد در یکی از مصاحبه انتخاباتی خود در ۲سال پیش گفت که خانوم من شبها تا دیر وقت روی اینترنت میرود ولی بعد معلوم شد که چت هم میکند.یکی از این آرشیوها
پسر : سلام،خوبی؟ مزاحم نيستم؟
دختر: سلام، خواهش می کنم ؟
پسر : تهران/علی /۲۶ و شما؟
دختر: تهران/ فاطمه/ ۲۲
پسر: اِ اِ اِ ، چه اسم قشنگی! اسم مادر بزرگ منم فاطمه است.
دختر: مرسی! شما مجردين؟
پسر: بله. شما چی؟ ازدواج کردين؟
دختر: نه، منم مجردم. راستی تحصيلاتتون چيه؟
من فوق ليسانس علوم سیاسی از دانشگاه هاروارد آمريکا دارم. شما چی؟
دختر : من فارغ التحصيل رشتهي جامعه شناسی از دانشگاه سُربن فرانسه هستم.
پسر: چه عالی! واقعا از آشناييتون خوشحالم.
دختر : مرسی. منم همين طور. راستی شما کجای تهران هستين؟
پسر: من بچهي تجريشم. شما چی؟
دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجای تجريش می شينين؟
پسر: خيابون دربند. شما چی؟
دختر : خيابون دربند!؟ کجای خيابون دربند؟
پسر : خيابون دربند، خيابون...... کوچه...... پلاک......، شما چی؟
دختر: اسم فاميلی شما چيه؟
پسر: من؟ فاکر ! چطور!؟
دختر: چی؟ علی تويی؟ خجالت نمی کشی چت می کنی؟
تو که گفتی امروز با زنت می خوای بری قسطای عقب موندهي خونه رو بدی!
مکانيکی رو ول کردی نشستی چت می کنی؟
پسر : اِ، عمه اقدس شمائين؟ چرا از اول نگفتين؟ راستش! راستش!
دیشب می خواستم بهتون بگم امروز با سودابه....، آخه می دونين...........
دختر : راستش چی؟ حالا آدرس خونهي منو به آدمای توی چت ميدی؟
می دونم به فريده چی بگم!
پسر: عمه جان ! تو رو خدا نه! به فريده چيزی نگين!
اگه بفهمه پوستمو میکّنه! عوضش منم به عمو محمود چيزی نمی گم!
دختر: او و و و م خب! باشه چيزی بهش نميگم. ديگه اسم محمود و نياريا!
راستی من بايد برم عمو محمود اومد. بای
پسر: باشه !!!!!! بای......
به شهادت همين عکس يک رديف عکاس هم بايد پشت سر اينها تلنبار! شده باشند. والله اگر در باغ وحش اينطور از کينگ کنگ و ميمون عکس بگيرند.
آيا عکاسان خبري بايد براي «سوِژه» احترامي هم قائل باشند؟ آيا جلوي ملکه انگليس هم خبرنگاران اجازه دارند دراز بکشند و روي هم بيفتند؟ و آيا من حق دارم از کينگ کنگ و ميمون به کوئين اليزابت برسم؟
پيامي به زهرا اميرابراهيمي
دختر جان!
قرباني نامردي شدن سرشکستگي ندارد.
تو چون دختر من و خواهر مني.
و مثل آنان مصلوب زن بودنت ميشوي
در دنيائي که مرد، خدعه در بستر عشق مخفي ميکند.
زهراجان
عشقبازي زيباست. زن با مرد، يا مرد با مرد، يا زن با زن.
زشتي در استفاده رذيلانه از تکنولوِژي است.
اگر آن دوربين هيز آنجا نبود هيچ اتفاقي نيفتاده بود.
چرا افتاده بود؛
مثل هزاران هزاران اتفاقي که هر لحظه در هر خلوتي ميافتد.
«وقتي درختي در جنگلي ميافتد،
اگر کسي نبيند يا نشنود؛
هيچ اتفاقي نيفتاده است.»
بگذار اتفاق افتاده باشد
زهراخانم عزيز
دخترم!
نجابت اگر معنائي داشته باشد
(که من آن را مربوط به عشق و سکس نميدانم)
تو همچنان نجيبي.
مثل همه مردان و زنان ديگر
که به خلوت ديگران تجاوز نميکنند.
که عروس عشق را به حجله ي دنائت نميبرند.
دخترجان!
کاش آن فيلم حقيقي باشد،
کاش بگوئي که تمام فريم هاي فيلم حقيقي است.
براي ما هيچ چيز عوض نميشود
تو در رژيمي ضد زن
قرباني عشق ورزيدن شده اي
اما صيغه ي رهگذران نيستي
در روزگاري که
فقري پراکنده روي درياي نفت
خواهران کوچکتر ترا
به عرب هاي جنوب ميفروشد.
خواهرجان
زمان ميگذرد
و اين ماجرا فراموش ميشود
آنچه در يادها خواهند ماند
و در قصه ها خواهند گفت
اين است که روزگاري
زني هنرمند
در ديار صيغه گران و بچه بازان مذهب زده
سنگسار لنز شد.
اما آن مرد،
آن نامرد، آن نانجيب
با اين ننگ چگونه خواهد زيست؟
و آن ننگ
اين مرد را
چگونه تحمل خواهد کرد؟
این روزنامه که عکس جدیدی از مریم رجوی هم به چاپ زده به طرح سئوالاتی مهم از خانم رییس جمهور پرداخت .ابتدا خانم رجوی درپاسخ به سئوالی در باره تسلیحات هسته ای رژیم ایران فرمودند ، مردم ایران انرژی هسته ای نمیخواهند و حتی اصلا انرژی نمیخواهند اگر ما در ایران به قدرت برسیم من به همه قدرتهای بزرگ قول میدهم که مردم حتی نفت هم نمیخواهند و ما حاضریم همه را به رایگان به کسانی بدهیم که به انقلاب ما کمک کرده اند تا بتوانیم به قدرت برسیم .
خبرنگار در سئوال احمقانه ای پرسید که شما از کجا میدانید که مردم ایران انرژی نمیخواهند و خانم رجوی بلافاصله جواب داد : من خودم رییس جمهور هستم وقتی میگویم نمیخواهند دیگر کسی غلط میکنه بگه میخوام اگه کسی این حرف را بزنه معلوم میشه که مزدور رژیم و از وزارت اطلاعات است و بعد از به قدرت رسیدن او را اعدام و محاکمه میکنیم .سپس خانم رییس جمهور خطاب به خبرنگار اضافه کرد : تو هم پول نگرفتی که این چیزا را بپرسی ها ! حواست باشه .
در ادامه خبرنگار از تظاهرات بزرگ اول جولای سوال کرد و از خانم رجوی پرسید که شما هم در این تظاهرات بزرگ که قرار است بیش از300 هزار فرانسوی هم در آن شرکت داشته باشند شرکت میکنید .
خانم رجوی با تعجب از خبرنگار پرسیدند که از کجا میدانید که بیش از 300 هزار فرانسوی در این تظاهرات شرکت دارند ؟ که خبرنگار به سادگی جواب داد : برای اینکه همین چند روز پیش اعلام کردید که 300 هزار فرانسوی به نفع شما طومار داده اند خب اونها باید شرکت هم بکنند .
خانم رجوی که زیر لب جمله ای را به زبان میاورد ( احتمالا گفت که تو دیگه چه خری هستی ) در جواب خبرنگار مبنی بر شرکت ایشان در تظاهرات گفت : والا تو که میدونی رییس جمهور که نمیره تظاهرات شعار بده ممکنه پیام بده و یا نوار ویدئویی بفرسته اما خودش افت داره بره تظاهرات ، حالا اگه لباس نو من آماده شد ممکنه اونم اگه کسی دعوت کرد خب یه تک پا میرم .
خبرنگار سئوال کرد کدام محل را برای تظاهرات در نظر گرفتید که ظرفیت حضور نیم ملیون آدم را داشته باشد ؟
که خانم رجوی فرمودند که تو نگران نباش ما خودمون یه ملیون هم تو یه مغازه جا میدیم تو هنوز انقلاب نکردی و نمیدانی که میتوان و باید دیگه هم سئوال بسه برو چاپش کن تا دیر نشده
در پی جنجالهای اخیر و تکثیر فیلم خانوم زهرا امیر ابراهیمی که هر کس به فیلم پورتو علاقه نداشت با شنیدن وجود این فیلم علاقه مند به تماشای این فیلم شده اندو حتی وبلاگهای برای حمایت ایشان و طرح مسئله که شخص مورد نظر در فیلم بدل ایشان بوده که این خبر از سوی هیچ منبع معتبری تایید نشده مگر خبر زیر که از روزنامه اعتماد چاپ21 آبان دیدم و در این پست خواهم گذاشت.
از همگی شما تقاضا دارم که به وبلاگهایی که از قرار دادن فیلم در آنها صحبت شده سر نزنند که یا خود وبها فیلتر شده یا لینک دانلودشون راحت برن یه ویدئو کلوپ (عرضه محصولات فرهنگی) البته یه خورده آشنا تا با ۵۰۰
تومن سی دی بی کیفیت با کیفیت بهتر تهییه کنند. نه خرج الکی برای پیدا کردن ودانلود از اینترنت کنند آخر هم هیچ....... .
و اما .خبر..........
گروه حوادث: تیم ویژه پلیس امنیت تهران با انجام تحقیقات گسترده و دستگیری چهار متهم در یك قدمی عامل اصلی تكثیر فیلم خصوصی هنرپیشه سریال نرگس قرار گرفت.
به گزارش خبرنگار ما تحقیقات درباره تكثیر فیلم خصوصی بازیگر یكی از نقشهای فرعی سریال نرگس از حدود یك ماه قبل در دستور كار پلیس امنیت تهران قرار گرفت و پلیس دریافت اعضای یك باند اقدام به تكثیر و توزیع این فیلم در سطح جامعه كردهاند. در نخستین گام از تحقیقات دختر هنرپیشه از سوی پلیس امنیت تحت بازجویی قرار گرفت و پس از پاسخ دادن به سوالات كار آگاهان آزاد شد.
تحقیقات اولیه حكایت از آن داشت كه این فیلم با یك دوربین مخفی تهیه شده و پسر جوانی كه در فیلم در كنار دختر هنرپیشه حضور دارد اقدام به تكثیر آن كرده است. پلیس در دومین مرحله از تحقیقات به سراغ پسر جوان رفت اما مشخا شد وی پس از تكثیر فیلم به خارج از كشور فرار كرده است. به این ترتیب سعید مرتضوی دادستان تهران كه شخصا مسوولیت رسیدگی به این پرونده حساس را به عهده گرفته بود طی نامهیی از پلیس بینالملل خواست تا متهم را هر چه سریعتر بازداشت كند و به ایران تحویل دهد. در همان حین كه تحقیقات برای دستگیری متهم ردیف اول ارایه شد كارآگاهان پلیس امنیت تهران 20 نفر را به عنوان متهم و مطلع احضار كردند و آنان را تحت بازجویی قرار دادند كه از این تعداد 13 نفر در همان ابتدا آزاد شدند و بازجوییها از 7 متهم دیگر ادامه یافت تا اینكه سرانجام سه تن دیگر از این افراد نیز آزاد شدند اما چهار نفر كه به تهیه و تكثیر فیلم متهم شدهاند همچنان در بازداشت بسر میبرند.
از سویی تحقیقات صورت گرفته درباره محل اختفای متهم فراری مشخص كرد در حالی كه ابتدا تصور میشد این جوان به دوبی گریخته وی به كشور ارمنستان فرار كرده و در شهر ایروان پنهان شده است. هم اكنون پلیس با توجه به سرنخهایی كه از این متهم به دست آورده در یك قدمی وی قرار گرفته و او بزودی دستگیر و به ایران منتقل میشود.
سردار علیپور رییس پلیس امنیت عمومی تهران روز گذشته در این رابطه گفت: تا زمان دستگیری متهم نمیتوان در خصوص این پرونده و علت و انگیزه تولید و تكثیر فیلم اظهار نظر قطعی كرد و متهم اصلی بزودی دستگیر خواهد شد.
وی افزود: »مردم باید بر خطرات سوءاستفادههای رایانهیی توجه ویژه داشته باشند چون این موضوع سلامت جامعه را تهدید میكند و مجرمان با ترفندهای خاصی حتی این امكان را دارند كه اطلاعات پاك شده از حافظه موبایلها یا رایانهها را به دست آورند. این مجرمان دست به تجارت كثیف میزنند و آبروی اشخاص را به خطر میاندازند.«
علیپور با بیان اینكه هنرپیشه سریال نرگس تا به حال به هیچ عنوان اقدام به خودكشی نكرده است گفت: در این پرونده حلقه مفقودهیی وجود دارد كه با دستگیری متهم اصلی این موضوع نیز برطرف میشود. رییس پلیس امنیت تهران در ادامه گفت: ما تاكنون 20 فیلم مستهجن كه تهیه و تكثیر شده بود كشف كردهایم كه بیشتر این فیلمها از طریق تلفن همراه ضبط شده و عدم نظارت خانوادهها بر فرزندان عامل اصلی چنین معضلی است.
وی تاكید كرد: برای پیشگیری از تكثیر اینگونه فیلمها اتحادیهها باید روی واحدهای صنفی نظارت بیشتری داشته باشند و تخلفات را به اداره اماكن گزارش دهند.
روزنامه اعتماد چاپ21 آبان
مرگ خودنويس
آنقدر که با کامپيوتر بودم و کيبورد
از دست برفت آن قلم شيک ِ "واترفورد"
بي جوهر و لب تشنه درين گوشه تلف شد
با آمدن Window و پيدا شدن Word
با اينهمه، اين مرگ غم انگيز خوشش باد
گر در وطنم بود شکنجه شده ميمرد!
یادش به خیر ! چقدر خوب بود ولى حیف که فقط عمرش کوتاه بود!
یادمه وقت اومدنش که میشد خیلى بی تاب میشدم.همیشه رو لباش خنده بود .یادمه که همیشه مى گفت: تنها نگرانیم تویى مى زدم زیر خنده بهش مى گفتم آره....آره.....ناقلا همیشه قرقر مى کرد هى بهم گیر مى داد منم به خاطر اینکه لجشو در بیارم باهاش یه کمى شوخى مى کردم....یه روز قرار بود باهم بریم بیرون بستنى بخوریم کمى دیر کرد موقعى که امد به لباسش نگاه کردمو بلند گفتم رفتى بستنى خوردى بى معرفت...؟؟؟؟؟؟ یه دفعه گفت: من ننننننننننننه بخدا نرفتم.... به جون خودم نرفتم.... اشاره به لباسش کردم گفتم پس این چیه ؟؟؟؟ تا پایینو نگاه کرد زدم به دماغش گفتم اینم بخاطر دیر اومدنت .....زد زیر خنده گفت:اى کلک....باورتون میشه اون گلى خالا نباشه چقدر سخته.....
حرفاش خیلى شیرین بودن و خودش هم مهربون.....یادمه وقتى خبرش به گوشم رسید که حالش بده یه دفعه یه حس غریب بهم دست داد. احساس کردم یه اتفاق مى خواد بیفته!!!! اتفاقى که خدا تمام سنگینى انو گذاشته رو دوشم ولى بازم به خودم میگفتم چیز مهمى حتما نیست خوب میشه.... ولى تو همین حس بودم که کم کم اشکامم سرازیر شدن.... بدنم شروع کرد به لرزیدن.... با خودم گفتم چته...؟؟؟؟ چرا اینجورى شدى...؟؟؟؟ چرا مى لرزى؟؟؟؟.... یه دفعه پاهام سست شدن نشستم رو زمین رفتم طرف تلفن.... تلفن رو برداشتم زنگ زدم به دوستم که همسایه گلى اینا بود تا گوشى رو برداشت با یه حس غمگین گفت بله...تا صدامو شنید که گفتم سلام یه دفعه سکوت حاکم شد فقط صداى نفس کشیدن عمیق مى شنیدم دو سه بار صداش کردم جواب نداد... بلاخره یه دفعه با صداى لرزان بهم گفت جانم..جانم..و یه دفعه بغضى که انگار چند سال بود فقط تو خودش غرق شده بود ترکید...و با همون صدا بهم گفت بردنش بیمارستان....تا اینو شنیدم گوشى از دستم افتاد تواون موقع انگار ایندفعه خدا تمام سنگینى دنیا رو گذاشت رو دوشم....حالم دیگه از اونى که بود بتر شد و ............. دیگه خودتون مى دونین بقیه ماجرا چى شد ......
یادمه اون روز آخرى که همدیگه رو دیدیم موقع رفتن خیلى باهاش شوخى مىکردم بعد تو همین بین بهم گفت:میدونى واسه دو دوست چه مثلى به نظر من مهمترین مثله که گفتن...؟؟؟؟ بهش گفتم نمى دونم.... گفت: ( وفا گر نباشد وعده کفر است...) اونجا بود که درآوردم دستشو گرفتم و تو دستم فشار دادم و بهش گفتم گلى خیلى دوست دارم خیلى قد تمام قطره هاى بارون که تا بخوان برسن به چشمات رام میشن.... نمى دونم چى شد تو اون لحظه اینو بهش گفتم ولى احساس کردم از اونى که هست بیشتر دوستش دارم.....موقعى که پاشد بره به سمت خونه، اونقدر امید تو چشماش دیدم که براى ثانیه اى هم فکر نکردم که شاید این، یه شروع براى تموم شدنش باشه.
گاهى با خودم میگم کاش اینقدر خوب نبود.کاش اونقدر دوستم نداشت...میدونم هیچ کى نمیمیتونه به اندازه اون دوستم داشته باشه.میدونم بدون اون دیگه باید دوست داشتنو فراموش کنم.....
آخه همیشه همه رو با اون مقایسه میکنم .هر چیزى رو...هر عشقى رو... هر دوست داشتنى رو... ولى هیچ کى که اون نمیشه . امروز همش تو فکرش بودم مگه میشه یه لحظه هم از یاد بردش.کلى اشک ریختم تا بلکه آروم بشم ولى نشدم.
دلم تنگ است
دلم برای دیدنش تنگ است
کى رخ مى نماید؟؟؟؟
نمیدانم!!!!نمیدانم!!!
این مطب و فقط به خاطر خنده میزارم پستهای بعدی حتما به عشق می پردازم
واحد سگ را ميدانستم «قلاده» است، همانطور که واحد چهارپايان «رأس» است و واحد سيگار« نخ» است و واحد شتر«نفر» است. اما واحد توالت نميدانستم چيست!:
" يک مقام آموزش و پرورش گفت در مدارس ايران به تعداد 26هزار «چشمه» توالت نياز داريم."
همان مقام آموزش و پرورش ميگويد: "در شرايط عادي به ازاي هر 40 دانشآموز بايد يک چشمه توالت وجود داشته باشد که در حال حاضر به طور ميانگين به ازاي هر 60هزار دانش آموز ايراني يک چشمه توالت وجود دارد."
يعني طفل نوپاي دبستاني که برود توي صف توالت، يک ماه بعداز اينکه ديپلمش را گرفت نوبت دست به آبش ميرسد.
(بعضي «نظرات» که در اين مورد برسد، همينجا منتشر خواهد شد.)
"امام جمعه اصفهان:74 درصد دختران ايراني باكره به خانه بخت نمي روند"
" امام جمعه اصفهان گفته است 74درصد دختران ما باكره نيستند! پيام آور از ايشان ميپرسد: شما اين آمار را از كجا آورديد؟ آمار مربوط به اصفهان است و يا كل كشور؟ امام جمعه ميفرمايد: من با اين وضع فساد و فحشا حدسي گفتم، البته آقاياني هم كه اطلاع دارند و نزد من ميآيند تائيد كرده اند......" سایت اینترنتی «پیک نت»
نظر آقا هادی:
الا اي شيخ جویای بکارت
به لاي پاي دخترها چه کارت؟
تو فرمودي بکارت ها که پاره ست
دقيقاً درصدش هفتاد و چار است
ببينم از کجا آوردي آمار؟
ز جمع آشنايان يا ز اغيار
تو از هرکس که ارقامش شنفتي
چرا زان بيست و شش درصد نگفتي
نگفتي بيست و شش درصد بکارت
نشان باشد ز انواع اسارت
گروهی باکره، از سکس دورند
کزین بابت گرفتار غرورند
گروهي ترس خورده، صاف و ساده
اسير انجماد خانواده
گروهي پاي بند دين و مذهب
به شدت باکره ، اما معذب!
شما که دختري را سن نُه سال
به شوهر ميدهي راضي و خوشحال
چرا خواهي اگر شوهر نکرده
شود چل ساله ، سالم مانده پرده؟
فیلترینگهای عزیز از اونجا که نمی خوام وبلاگم فیلتر بشه خودم سانسور کردم از میونبر ادامه میدم
بکارت مال دوران های دور است
به زن های جوان تحمیل زور است
چه دخترهای نوزادی که گه گاه
ندارند این بکارت را به همراه
به آنها چون خدا پرده نداده
شوند البته که بی پرده زاده
بدن ها فرق دارد با بدن ها
خصوصاً مال دخترها و زن ها
همه یک شکل و جور و قالبی نیست
نمی فهمی؟ زن است این، طالبی نیست
یکی را پرده باشد نازک و ُترد
شود زائل اگر یک ضربه ای خورد
یکی را پرده کشدار و غشائی است
مثال شخص آقا ارتجاعی است
که تا وقتی که آن بانو نزاید
از آن یک قطره هم خون در نیاید
یکی هنگام ورزش داده از دست
یکی تا آخرش همراه او هست
تو آمار از کجا کردی فراهم
بیا یکخرده آگه کن مرا هم
من اینها را که گفتم مستند بود
قوانین ازل بود و ابد بود
ندارد حرف من ردخُور ز قرصی
ولی تو باید از دکتر بپرسی
که او بی پرده تر از پرده گوید
برایت واضح و گسترده گوید
اگر شد پرده ای هرگونه پاره
تجارت، کرده پیدا راه چاره
بدوزد پرده را نرس و پرستار
خدایا زین معما پرده بردار!
(بکارت را ز مریم باید آموخت
که بعد از زایمان هم میتوان دوخت)
بکارت چیست قفل حفظ ناموس؟
نجابت در پس اش محفوظ و محبوس؟
اگر داری دلارش یا ریالش
بزن آن را بخیّه، بی خیالش!
تجارت، میکند حفظ بکارت
بود ناموس ها دست تجارت
اگر دارای ناموسی از این راه
به بی ناموسی ات صد بارک الله
این شعر نظر انتقادی جالب آقا هادی است وهیچ ربطی به نویسنده وبلاگ نداره
هر کار میکنم نرم توسیاست نمی شه حالا هم نمیرم ولی یه چیزایی می بینم اعصابمو به هم میریزه.
فریب نخورید هک کردن به این سادگیها نیست اگر بود یقین بدانید که سایتهای زیادی را میشد بجای سانسور کردن هک کرد و بی سروصدا صدایشان را خفه کرد.
مخصوصا وقتی نگاه به نوشته هک کنندگان می کنید مشتشان باز می شود آخر کدام هک کننده است که نتواند حداقل دو خط یونی کد را درست روی یک صفحه وبلاگ قرار دهد تا به این شکلی که مشاهده میکنید در نیاید. هکرها که خودمم یه جوجه هکرم در این مساله دقت زیادی میکنند که اشتباه لپی نکنند.
دوستان هرکس تونست یه فایل یا فولدر با نامهایaux یا con یا nul بسازه
تو نظرات بنویسه تا معرفی بشه به شرکت ماکروسافت جایزه بگیره .
|
كاش اي تنها اميد زندگي مي توانستم فراموشت كنم در لهيب سينه خاموشت كنم كاش احساس نياز ديدنت از وجودم چون وجودت دور بود كاش نمي ديدم تو را در آن نگاه كاش آن روز چشم هايم كور بود. آیا این سخن از روی بی تابی معشوق است که به عاشق مهر میورزد یا از روی نفرت به عشقی ناخواسته که به عاشق میفهماند که اگر بشود و بتواند هر آنجه درآرزوی خود به زبان می آورد روزی به انجام رساند.
| |
بعضی میگن درد بی درمانه . وقتی آدم به معشوقش می رسه
آیا بازم بد درد یه؟ یا میشه گفت بی درمانه؟
چرا اصلا عاشقی رو به درد تشبیه کردن؟
امشب یا بهتر بگم صحر گاه امروز خیلی دلم گرفته....
زد به سرم که این وبلاگو بنویسم تا هم یه خاطراتی واسم
بمونه هم باهاش درد و دل کنم هم از نظرات شما عزیزان که
مثل من دلتون میگیره
یا تجربه ای دارید استفاده کنم. راستی
شما وقتی دلتون میگیره چکار می کنید؟هاهاها
منتظر نظراتتون هستم.






