تبليغاتX
شب و روز سیاه
شب و روز سیاه
طنز نوشته های - سیاسی - اجتماعی - عمومی - انتقادی
دیدار احمدی نژاد با فهد چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385 10:55

فشردن دست احمدی نژاد توسط فهد هم حکایتها دارد

نوشته شده توسط بی نشان | موضوع: عکسهای خشکل | لینک ثابت

مشکل سردار عسگری دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385 10:49
یک هفته قبل: سردار علی عسگری یکی از فرماندهان عالیرتبه جنگ و معاون وزارت دفاع که برای ماموریت به خارج رفته و از آنکارا بازمی گشت، در 24 ساعت گذشته به هتل گیلان، هتل محل اقامتش مراجعه نکرده است و به نظر می رسد توسط ماموران موساد یا منافقین کوردل دزدیده شده باشد. فرمانده کل سپاه اعلام کرد: ما این موضوع را زیر نظر داریم. وزیر خارجه نیز این اقدام اسرائیل را آدم ربایی آشکار آمریکا دانست و از اروپا خواست تا به آمریکا بگویند که سردار علی عسگری را زودتر آزاد کنند.

چهار روز قبل: سردار عسگری معاون سابق وزارت دفاع که برای سفری به خارج رفته بود، احتمالا توسط نیروهای منافقین دزدیده و به شکنجه گاههای آمریکا برده شده است. خانواده وی که در تهران هستند ده دقیقه قبل با خبرگزاری جمهوری اسلامی تماس گرفتند و اعلام کردند که سردار عسگری دو هفته است که دزدیده شده است. گویا موساد قصد دارد تا پس از تحویل گرفتن سردار عسگری وی را با رون آراد معاوضه کند. سخنگوی وزارت خارجه این اقدام را نقض توافقات دیپلماتیک دانست و اعلام کرد سردار عسگری یک دیپلمات بوده است و باید هرچه سریع تر آزاد شود.

دو روز قبل: عسگری یکی از معاونین دون پایه وزارت دفاع خاتمی که مدتی است بازنشسته شده و به کارهای تجاری می پرداخته و برای خودش این طرف و آن طرف می رفته، به هتل محل اقامتش به نام هتل قیلان مراجعه نکرده است و شایعاتی که در مورد پناهندگی اوست تکذیب می شود، چون اعضای خانواده او در ایران هستند. وی سالها قبل جزو نیروهای سپاه در لبنان بوده و همه چیز تکذیب می شود. وی 63 ساله است و دچار فراموشی است.

امروز: عسگر، دربان وزارت دفاع خاتمی( سه مرتبه) که بنا به گفته منابع مشکوک دو ماه قبل ناپدید شده و به غرب پناهنده شده است، تاجر آهن بوده و احتمالا همان شهرام جزایری است. وی که تا دیروز همه اعضای خانواده اش با خبرگزاری ما تماس می گرفتند، اعلام شد که اعضای خانواده اش یک ماه است از ایران رفته اند. منابع مشکوک گفته اند که عسگر در اروپای شمالی دیده شده است. فرمانده سپاه آشنایی با هر فردی به نام عسگر، اصغر، اصغری، علسگر و اصغرزاده را تکذیب کرد و گفت ما خبر نداریم.

دو روز بعد: شخص موسوم به عسگر توپچی که ادعا کرده است که زمانی معاون دربان وزارت دفاع خاتمی( پنج مرتبه) بوده است، و به آلمان پناهنده شده است، یکی از عوامل جاسوسی دشمن بوده و وزارت اطلاعات وی را از سال 1383 زیر نظر داشته و هتلی که وی قرار بود به آنجا برود هم هتل نبود بلکه یک مسافرخانه گند و کثافت بود و وی هرگز فرمانده نیروهای سپاه در لبنان نبود. فرمانده نیروی انتظامی از اینترپول درخواست کرد عسگر را دستگیر و همراه با شهرام به پلیس ایران تحویل دهند. خانواده عسگر هم که به دبی رفته اند، خیلی آدم های نامربوطی هستند و قبلا روایط مشکوکی داشته اند.

آخرین اخبار عسگری: ظاهرا اعلام شد که سردار عسگری در آلمان دیده شده و خانواده اش نیز از ایران خارج شده اند. گفته شده است که وی از سال 2003 با غرب رابطه داشته و زیر نظر بوده است. گفته شده است که وی فرمانده نیروهای سپاه در لبنان بود و سالها بود که در لبنان زندگی می کرد. همچنین اعلام شد که وی مانند سایر برادران سردار سپاه به امر تجارت مشغول بود.

نیویورک نیویورک، من دارم می آیم!
احمدی نژاد اعلام کرد که قصد دارد برای دفاع از حقوق هسته ای ایران در نشست سازمان ملل در نیویورک حضور یابد. خاتمی گفت: « نباید اجازه بدهیم قطعنامه جدیدی علیه ایران صادر شود.»، از طرف دیگر دولت های فرانسه و آلمان بر صدور قطعنامه جدید تاکید کردند. آگاهان بعد از بررسی پرونده بالینی آقای احمدی نژاد، دلایل زیر را برای تمایل وی به حضور در شورای امنیت برشمردند:
اول: احمدی نژاد می خواهد مصدق بازی خودش را ادامه دهد و بعد از مدتی که سفر خارجی نکرده است به نیویورک برود و کلکسیون عکس هایش را با خارجی ها کامل کند.
دوم: با توجه به اینکه ممکن است حضور یک آدم باشعور و منطقی باعث شود که قطعنامه علیه ایران صادر نشود و این برای دولت احمدی نژاد یک فاجعه است، قطعا می خواهد خودش برود. آگاهان گفته اند که قرار است پیش نویس متن قطعنامه را هم خودش با خودش ببرد.
سوم: اگر به نیویورک برود مجددا از او عکس و فیلم می گیرند و تصاویر وی پخش می شود.
چهارم: اگر به نیویورک برود احتمالا یک هفته ای از شر بودجه و مسائل آموزش و پرورش و این جور چیزها راحت می شود.
پبشنهاد: مجلس ازاحمدی نژاد بخواهد که استدلال هایی را که در نیویورک خواهد کرد، حداقل یک بار برای نمایندگان مجلس ارائه کند.

از بغداد به آنکارا
جلسه بغداد تمام شد. آنها با اینها دست دادند، مشکلی هم پیش نیامد. قرار است اجلاس بعدی در آنکارا باشد و این دفعه دیگر منوچ و کوندی همدیگر را می بینند. منوچ گفت: باید روش فکر کنم. کوندی گفت: اگه منوچ نیاد رگ دستمو می زنم. تعدادی از اشعاری که کوندالیزا رایس در شوق دیدار منوچ میم سروده است، در حال ترجمه است که بزودی منتشر می شود.

پاسخ به حسین شریعتمداری
آقا رفتیم یک سری رادیو زمانه، بچه های خوبی بودند، شاید هم برویم و با آنها کار کنیم، بالاخره اگر قرار است شبکه عنکبوت باشد که نمی شود آنها آنجا باشند، ما اینجا. به نظرم آمده که کارهایی را که می شود در مورد موسیقی کرد به بچه های زمانه پیشنهاد کنم. البته دلیل اصلی ماجرا این بود که کیهان گیر سه پیچ داده به رادیو زمانه و این نشان می دهد که این رادیو دارد موفق می شود که شنونده یا خواننده یا چیزهای دیگر پیدا کند. از طرف دیگر جوابیه اساسی آقای محمد مهدی فقیهی را به کیهان خواندم. جدا از منطقی که در پاسخ آقای فقیهی بود، نامه منتشر شده خودش یک اثر ادبی بود، به قول ناصرالدین شاه خوشمان آمد. این نوشته را با عنوان « یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش» بخوانید.

در این پانزده سال
دکتر پوپولی، یا همان الفنون، یا همان دکتر اینقدی نژاد، یا دکتر هسته ای نژاد، یا محمود خوش قدم، در یک سخنرانی برای آموزش و پرورش گفت: « اگر همه کارها را تعطیل کنیم و به آموزش و پرورش برسیم، ضرر نکرده ایم.» همین دکتر هسته ای نژاد دو هفته قبل گفته بود: « اگر ده سال مملکت را تعطیل کنیم و فقط به تولید انرژی هسته ای بپردازیم، ضرر نکرده ایم.» آگاهان توضیح دادند علت این تعطیل کردن این است که ظاهرا احمدی نژاد نمی تواند دو تا کار را با هم انجام بدهد، هم آموزش و پرورش را اداره کند، هم انرژی هسته ای تولید کند و هم هیات دولت را اداره کند و هم هفته ای یک بار به تراکتورهای تولید شده در کاراکاس سربزند. در همین مراسم احمدی نژاد گفت: « کسانی که 15 سال هیچ کاری انجام ندادند، حالا دولت را تحت فشار قرار داده اند.» آگاهان منظور دکتر را از کارهایی که در این پانزده سال انجام نشده به شرح زیر دانستند:
اول: در این پانزده سال هیچ کس نتوانست کاری کند که ایران تا این حد در سطح جهان مطرح شود و همه به ما بد و بیراه بگویند.
دوم: در این پانزده سال تا این حد اقتصاد ایران پبشرفت نکرد که گوجه فرنگی به قیمت 3000 تومان برسد.
سوم: در این پانزده سال هیچ کاری برای زنان انجام نشد، نه آنها را توی خیابان کتک زدند، نه انداختند زندان. و دولت نهم موفق شد که زنان سیاست مدار را به خیابان بکشد، در عین حال تعداد زنهای خیابانی را هم بالا ببرد.
چهارم: در این پانزده سال سابقه نداشت یک رئیس جمهور هشتاد میلیارد دلار را در ده ماه تبدیل به آشغال کند. قبلا این کار را در ده سال می کردند.
پنجم: در این پانزده سال سابقه نداشت رئیس جمهور ایران با صد دیپلمات بزرگ جهان در یک سال ملاقات کند و در نتیجه همه آنها علیه ایران موضع بگیرند.
ششم: در این پانزده سال سابقه نداشت که مردم ایران اینقدر به رئیس جمهور علاقمند بشوند که 5.5 میلیون نامه برایش بفرستند که هشتاد درصد آنها شکایت از دولت خودش باشد.
هفتم: در این پانزده سال دولتهای قبلی هیچ کاری نکردند و دولت نهم موفق شد چند پروژه ای را که ده سال روی آنها کار شده بود، افتتاح کند.
هشتم: در این پانزده سال هیچ رئیس جمهوری نه در هاله نور دیده شده بود و نه تبدیل به معجزه الهی شده بود، تا چشم هرکسی نمی تواند ببیند کور شود.

نوشته شده توسط بی نشان | موضوع: طنز سیاسی | لینک ثابت |

پیام صدام برای مسعود رجوی دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385 10:14
صدام قبل ازاعدام پیامهایی برای دوستانش فرستاده که این پیام هم برای مسعود رجوی بوده که کاملا مخفیانه است لطفا بعد از مطالعه بلافاصله وبلاگ را ببندید که کسی از این پیام با خبر نشود , چون متن پیام شخصی و برای شخص مسعود رجوی است .
 

                                                      

 


مکتوب سید الرئیس و قائد العظیم صدام لسید اخ مسعود رجوی و زوجهی
بعد السلام
اکنون که انا راح فی دیار آخرت بدینوسیله به شخص جنابعالی مع السلامه گفته و نصایحی خدمتان عرض میکنم

برادر مسعود سلام به شما و به همسر گرامیتان مریم بانو رئیس الجمهوریه المنتخب ایرانیه انشاءالله , من متاسفم که نتوانستم ایشان را به ایران برسانم اما در این دقایق آخرهمچنان تکرار میکنم که المریم مالقمرالتابان, میبریمش به تهران.

 البته وقتی با آنهمه توپ و تانک نتوانستیم معلوم نیست دیگر چه کار میشود کرد.؟

و اما نصایح
اخ مسعود این خط موازی که تو با این آمریکایی ها میروی آخر و عاقبت ندارد من هم خط موازی را رفتم و هم خط منطبق اما این آخر و عاقبت من .

به هذالشیوخ وامضاءهایشان هم فی بطنک لا خوش یعنی دل خوش نکن , همه این شیوخ هم برای من امضاء کردند نود و نه درصد و نود ونه صدم درصد هم به من رای دادند فقط من به عدی گفتم که به قصی رای بده که نشه صد درصد که باور نکنن.

 اما همین شیوخ وقتی برای من جایزه تعیین شد همه دنبال جای من بود ند , تو البته شانس آوردی که سوراخت از سوراخ من سوراختره و هنوز گیر نیفتادی در ضمن تو که اینهمه تو سوراخت بودی چرا بیخودی پیام دادی البابا جان یه دفع دیدی مثل اعدام یکشبه من تو را هم یکشبه گرفتن بلایی سرت آوردن.

 باید بگم که "الاسد الهمیشه بیدار یه کمی دست نگه دار" اول ببین اوضاع چی میشه بعد اقدام کن.
من شدیدا و حتی از مریم بیشتر نگران جان تو هستم چون مریم اگر توهم نباشی با مهدی و بقیه العملو یرتفع یعنی کارش راه میفتد اما من چه اگر تو نباشی به چه کسی برای دشمنی با ایران و ایرانی دل خوش کنم .
در کنف حزب بعث العربی العفلقی موید باشی یعنی الدمت گرم و فی انتظار زیارتک و ملاقات بینک و بیننا .

نوشته شده توسط بی نشان | موضوع: طنز سیاسی | لینک ثابت |

نمايشنامه‌ي منظوم: با شرکت انچوچک احمدي‌نژاد شنبه نوزدهم اسفند 1385 11:44
ببين رهبر ، دوباره زن گرفتم - نه يک تن بلکه سي چل تن گرفتم

نمايش: پرده بالا رفت الان
ميان صحنه انچوچک نمايان

رود چاردست و پا پهلوي رهبر
صداي خويش اينسان ميدهد سر:

- الا رهبر! دوباره زن گرفتم
نه يک تن بلکه سي چل تن گرفتم

شبانه حمله کردم خانه‌هاشان
خشونت نيز ورزيدم باهاشان

گروهي را گرفتم در خيابان
شب مهتاب و زير ماه تابان

چه زن‌هائي، همه اهل شعورند
به کلي از من و سرکار دورند!

زني که حق خود را ميشناسد
نميخواهد که با دولت بلاسددست دادن باشه واسه آخر شب تو هتل اونجا 10 دست بده

زني که خوانده در دانشکده درس
ندارد از دروس حوزوي ترس

زني که با فداکاري و ايثار
براي حق زن‌ها ميکند کار

زني که صاحب رأي است و تشخيص
نه بر دست حکومت ميزند ليس

زني که پاش بيفته، بي تأسف
به ريش رهبر، اول ميکند تف

من اينها را گرفتم دانه دانه
به زندان اوين کردم روانه

دم زندان که آمد شوهر او
برادرزاده‌ي او، مادر او

من او را هم گرفتم تا بماند
که حال قوم و خويش خود بداند

شما حالا بگو برنامه ات چيست
خيالات ‍پس عمامه‌ات چيست

شما گفتي براي هشتم مارس
بکن حمله، بکن واق واق، بکن پارس

بگفتي روز زن معنا ندارد
وگر دارد براي ما ندارد

به من گفتي بگيرم، من گرفتم
به يک مانور ، کلي زن گرفتم

کنون هرچه بفرمائي بگوشم
شما چون آتشي من آب جوشم

شما چون لوطي و من عنتر تو
مثال خاتمي‌ها نوکر تو .....
***
چو رهبر اين سخن‌ها را شنيدي
يکي دستي به ريش خود کشيدي

همي ياد آمدش از بيت بالا
دوباره مضمضه فرمود حالا:

« زني که پاش بيفته، بي تأسف
به ريش رهبر، اول ميکند تف»

چه فرمود و چه دستوري به او داد؟
نميدانم خلايق......
پرده افتاد .....!

نوشته شده توسط بی نشان | موضوع: انتقادی | لینک ثابت |

تکليف مملکت کجا معلوم شد؟ سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 13:33

در سالگرد انقلاب، اظهارات  يک شاهد عيني و فعال از شبکه سه در باره‌ي انتخاب رئيس‌جمهوري، قابل توجه است:

« .... وی در ادامه افزود:يک بار بر سر همين مسئله با آيت‌الله خامنه‌ای به قم رفتيم، در آن زمان حضرت امام در قم سکونت داشتند، محل سکونت امام اتاقی داشت بيرونی؛ و اندرونی هم داشت و در وسط آن راهرويی بود که دست شويی هم در آنجا قرار داشت، ما شب رسيديم، حضرت امام فرمودند شب ملاقات نمی‌شود، اما با اصرار من ملاقات انجام شد. ايشان به بيرونی نيامدند همانجا در راهرو با ايشان ديدار کرديم و ما استدلال‌ خودمان را هم ارائه داديم، اما ايشان نپذيرفتند و گفتند موافق نيستم....»

(و جالب است که راوي با اين دقت و ظرافت! کروکي محل را تشريح کرده.)

شنيدم چو از تخت افتاد شاه
رسيدند شيخان به آن جايگاه
کجا گشت معلوم تکليف مُلک؟
بنا بر روايت: دم مستراح .....

نوشته شده توسط بی نشان | موضوع: طنز سیاسی | لینک ثابت |

شهرا چیکارش میکنه سایتشو فیلتر میکنه یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 21:15

سایت بازتاب منتصب به محسن رضایی نیز فیلتر شد ایشان در سخنانی در گذشته ازهار داشته بود اسرائیلیها میخواهند سایت او را مختل کنند و ظاهرا موفق شدند ولی مزدوران اسرائیلی رو من شناسائی کردم که از خودیها هم هستند. برای آگاهی شما واین آقا من این پست رو با مدرک ارسال میدارم از سایت خبر گزاری ایلنا

از سوي معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد؛
فعاليت سايت بازتاب غيرقانوني و ممنوع اعلام شد
تهران- خبرگزاري كار ايران

دبيرخانه كارگروه تعيين مصاديق پايگاه‌‏هاي غيرمجاز اينترنتي با صدور اطلاعيه‌‏اي، پايگاه اطلاع‌‏رساني «بازتاب» را غيرقانوني و فعاليت آن را ممنوع اعلام كرد.


به گزارش "ايلنا"، دبيرخانه اين كارگروه، با استناد به مواد آيين‌‏نامه ساماندهي فعاليت پايگاه‌‏هاي اطلاع‌‏رساني، سايت «بازتاب» را از مصاديق پايگاه‌‏هاي غيرمجاز اينترنتي دانست و هرگونه فعاليت اين پايگاه را غيرقانوني و ممنوع اعلام كرد.
دبيرخانه كارگروه تعيين مصاديق پايگاه‌‏هاي غيرمجاز اينترنتي با توجه به
1- مفاد بند «ت» ماده «7» آيين‌‏نامه ساماندهي فعاليت پايگاه‌‏هاي اطلاع‌‏رساني مصوب 29/5/85 مبني بر ممنوعيت هرگونه اقدام عليه قانون اساسي و يا تفرقه‌‏افكني و خدشه در وحدت و وفاق ملي و استقلال و تماميت ارضي و يا القاي يأس و نااميدي در مردم نسبت به مشروعيت و كارآمدي نظام
2- مفاد بند «خ» همان آيين‌‏نامه مبني بر ممنوعيت توهين به اشخاص حقيقي و حقوقي
3- مفاد بند «ز» همان آيين نامه مبني بر ممنوعيت نشراكاذيب و افترا
و با توجه به كثرت مطالب مشتمل بر تخلفات فوق در پايگاه اطلاع‌‏رساني «بازتاب» اين پايگاه را مصداق پايگاه‌‏هاي غيرمجاز اينترنتي دانست و ادامه هرگونه فعاليت اين پايگاه را غيرقانوني و ممنوع اعلام كرد.

خوب حالا به مطلب طنزی از همین سایت در مورد آقا شهرام نوشته که به مزدوران اسرائیلی بر خورده و سایت بازتاب رو مختل کرده نگاهی بیندازید.

شهرام چيكارش مي‌كنه؟...
«شهرام جزايري عرب، يك متهم به فساد مالي كه تا پيش از دستگيري، قلب رئوف و مهرباني داشت و به برخي از مردم و تقريبا همه مسئولان كمك‌هاي مالي زياد مي‌كرد و بعد از دستگيري، تنها به بعضي‌ها كمك مي‌كرد، از زندان ... ».
به جاي سه نقطه، گزينه مناسب را بچپانيد.

1. فرار كرد: يعني از غفلت مأموران سوءاستفاده كرد و زد به چاك.
مثال:
شهرام: حالت خوبه؟
مأمور: ها
شهرام: ئه اون كلاغه رو.
مأمور: كدوم كلاغه؟ ... ئه، اين كجا رفت؟

2. فرارانده شد: يعني ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كار شدند تا شهرام خان فرار كند.
مثال:
شهرام: حالت خوبه؟
مأمور: ها
شهرام: ئه اون كلاغه رو.
مأمور: خودتي داداش ... من چشم ازت برنمي‌دارم تا يه وقت هوس فرار مرار به سرت نزنه ... ئه، كي از پشت، جلو چشمامو گرفت؟ ول كن آقا جان ... ئه، اين كجا رفت؟

3. فراريده شد: يعني به زور فرارانده شد.
مثال:
شهرام: حالت خوبه؟
مأمور: مي‌خواي فرار كني؟
شهرام: نه... فقط حالتو پرسيدم.
مأمور: تو بيخود مي‌كني كه نمي‌خواي فرار كني ... زود باش تا من كلاغه رو نيگاه مي‌كنم، بزن به چاك ... ئه اين كجا رفت؟

4. فرار رفته شده: يعني قبل از اعلام فرار، رفته بود.
مثال:
 :
مأمور: چيزي گفتي؟
 :
مأمور: چي مي‌گي بابا، بلندتر حرف بزن ... اصلا تو كجايي؟ من دو هفته‌اس نه مي‌بينمت، نه صداتو مي‌شنوم ... ولي خب، چون بايد اصرار كني كه من كلاغه رو نيگاه كنم، نيگاه مي‌كنم ... خب، حالا چون نوبت منه مي‌گم: ئه اين كجا رفت؟

معناي معالجت
محسن رضايي در يك گفت‌وگوي زنده تلويزيوني، در پاسخ به سؤالات پي در پي مجري در مورد يكي از فرزندانش كه چند سال پيش به آمريكا رفت و دردسرهاي زيادي براي اولين فرمانده سپاه پاسداران به وجود آورد (ملقب به يوسف محسن جان!) گفت: «ايشان حدود يك سال است كه پس از معالجه به ايران برگشته است... ».

يك شاعر در همين رابطه گفت:
متبرك باد نامت
رضايي كبير
كه نمرده
ما را
معناي معالجت آموختي
رحمت به
(متأسفانه، به علت ايست قلبي، شاعر، موفق به سرودن ادامه شعر بالا نشد. پزشكي غيرقانوني علت مرگ را «جوراب‌گرفتگي شش‌ها» ناشي از فرو بردن جسم نرم پارچه‌اي به عنف در حلقوم مقتول تشخيص داد).

نوشته شده توسط بی نشان | موضوع: اخبار | لینک ثابت |

چند کلیپ طنز برای موبایل و کامپیوتر چهارشنبه نهم اسفند 1385 18:11
(کلیپهای طنز اجتماعی )

کلیپ طنزکندو کاری افغانی  16+  فرمت wav .zip

کلیپ فتح ا... فسایی نصف شب توی رختخواب  18+ فرمت  wav .zip

کلیپ فاطی فاطی ۱۲+ فرمت  wav .zip

کلیپ بچه شهر   فرمت  wav .zip

عروسی علی آقو  ۱۲+ فرمت  wav .zip


 (کلیپهای طنز مذهبی)

کلیپ  طنز احمد بنگی  فرمت  wav .zip

کلیپ طنزسخنان قرائتی در ماه رمضانفرمت  wav .zip

کلیپ ظنز مدرسه دخترانه فرمت wav .zip

کلیپ روضه پراید فرمت wav .zip


نوشته شده توسط بی نشان | موضوع: طنز اجتماعی | لینک ثابت |

لينك باكس پنگوين Penguin Linksbox


 
Copyright © 2005-2006 - Site bus: بی نشان & Designer: Hessam Sedaghati