خاطرات تازهي پرزيدنت احمقی نژاد از اسارت ملوانان
روز اول
فرمانده نيروي هوائي مژده داد که بروبچههاي ما يک قايق در خليجفارس گرفته اند. پرسيدم چرا فرمانده نيرودريائي خبر را نداد؟ گفت او از ذوقش نقش زمين شده، فرمانده نيرويزميني دارد حالش را جا ميآورد.
فوري حضور مقام معظم رهبري شرفياب و خبر را دادم. فرمودند مواظب باشيد کف قايق سوراخ نباشد وگرنه طبق توضيح المسائل، قايق غرق ميشود. فوري برگشتم که موضوع را به سپاه ابلاغ، وسط راه يادم افتاد که از فرط هيجان، موقع برگشتن دست مقام معظم رهبري را نبوسيدم. دوباره برگشتم، بوسيدم و حظ کردم. (تازه طهارت گرفته بودند.)
خاطرات تازهي احمقی نژاد از اسارت ملوانان
در انگلستان قشقرقي برپاست. آيا ملوانان پانزدهگانه و در رأس آنها، تنها زن همراهشان، حق دارند خاطرات اسارتشان در جمهوري را به روزنامههاي جنجالي بفروشند و پول بگيرند؟ اما در جمهوري اسلامي آقاي احمدينژاد فارغ از اين المشنگهها، خاطراتش را از روزهاي اسير داشتن متجاوزان به آبهاي ايران، به کاغذ آورده که براي نخستينبار در جريدهي سبيعالانتشار کيهان هفتگي ميآيد:
روز اول
فرمانده نيروي هوائي مژده داد که بروبچههاي ما يک قايق در خليجفارس گرفته اند. پرسيدم چرا فرمانده نيرودريائي خبر را نداد؟ گفت او از ذوقش نقش زمين شده، فرمانده نيرويزميني دارد حالش را جا ميآورد.
فوري حضور مقام معظم رهبري شرفياب و خبر را دادم. فرمودند مواظب باشيد کف قايق سوراخ نباشد وگرنه طبق توضيح المسائل، قايق غرق ميشود. فوري برگشتم که موضوع را به سپاه ابلاغ، وسط راه يادم افتاد که از فرط هيجان، موقع برگشتن دست مقام معظم رهبري را نبوسيدم. دوباره برگشتم، بوسيدم و حظ کردم. (تازه طهارت گرفته بودند.)
روز دوم
فرمانده نيرودريائي نيمه جان آمد و خبر داد که قايق توقيفي پانزده سرنشين انگليسي هم دارد. فوري براي دادن خبر حضور مقام معظم رهبري شرفياب، وسط راه برگشتن يادم افتاد که از فرط هيجان، دست مقام معظم رهبري را بوسيدهام اما يادم رفته خبر را بدهم. دوباره برگشتم عرض کردم قايق پانزده سرنشين انگليسي هم دارد. فرمودند دوباره با دقت بشمرند که کم و زياد نباشد. برگشتم خودم يکنفر از دفتر رياست جمهوري فرستادم دقيق بشمرد. آمار آورد که چهارده ملوان انگليسي هستند که يک پري دريائي از آب گرفتهاند لباس ملواني تنش کردهاند.
روز سوم
اطلاعات سپاه تحقيق و بازجوئي کرده معلوم شده نفر پانزدهم پري دريائي نيست بلکه آبجي – ملوان است که با چهارده مرد نامحرم، به طرز زنندهاي توي قايق نشسته بوده. نميدانم پدر و مادرش چي فکر ميکنند. اما به چشم خواهري مثل هُلوست. ويدئوشان را آوردند ديدم هُلو دارد سيگار ميکشد. اين لابد در شهر خودشان سينما هم ميرود. فحشاي غربي آبهاي ما را آلوده ميکند.
روز چهارم
خبر دادند چند روز است ملوانها غذا ميخواهند! دستور دادم با رأفت و عطوفت مکتبي به آنها غذا بدهند، ويدئوهم بگيرند که بعداً دبه نکنند. گفتم بگوئيد خداراشکر کنند که ماه مبارک رمضان گير ما نيفتادند وگرنه از سحر تا افطار نه غذا بود نه آشاميدني نه سيگار. اگر محرم آمده بودند قمهشان را هم ميزديم.
مقام معظم رهبري فرمودند قبل از غذا آنها را توزين کنيد بعد از غذا هم بلافاصله دوباره وزن کنيد که هرکدام چقدر غذا خوردهاند تا بعداً از ملکهي انگليس مطالبه کنيم.
روز پنجم
همسر رياست جمهور به من اعتراض که چرا اينقدر ويدئوي اينها را ميبيني؟ گفتم من رئيسجمهورم بايد ببينم. گفت پس چرا هي مال آن دخترک را «ريوايند» ميکني؟ گفتم شما «ريوايند» از کجا ياد گرفتي؟ کجايش را «ريوايند» کردم؟ گفت همان جاها که «اسلوموشن» ميکني!
روز ششم
همسر رياست جمهوري را با طياره فرستادم گرمسار. طياره دوست دارد. نشستم به اسلوموشن ِ هُلو. از دفتر رهبري پيغام آمد که مردها را نگهداريد، زن را آزاد کنيد برود. اين ديگر چه دستوري بود! چرا برعکس نکنيم؟ به نظر من بايد هلو را نگهداريم.(موزها را برگردانيم.)
روز هفتم
در مورد تجاوز قايق انگليسي به آبهاي ما آقايان ملوانها هرچهاردهتاشان اظهار بياطلاعي و بيگناهي ميکنند. انگار خود را با چهارده معصوم اشتباه گرفتهاند. مقام معظم رهبري سوال فرمودند آيا قايق از طرف چپ داخل آبهاي ما شده يا از طرف راست؟ شرايط دخول را بيان فرمودند که تا کجاي قايق اگر داخل شده باشد.... عرض کردم اگر هم داخل آبهاي ما نبوده، امدادات غيبي هلش دادهاند اينطرف که ما خيرش را ببينيم. بعد سوال کردم اين چهارده ملوانباشي و يک ملوانباجي، آيا به ما حلال هستند؟ مقام معظم رهبري آه کشيده، براي اولين بار فتوا فرمودند که دخترک مثل هلوي پوست کنده ميماند. عرض کردم هلو هست ولي پوست کنده نيست، خودمان بايد پوستش را بکنيم. فرمودند ببوس. دست مبارکشان را بوسيدم.
روز هشتم
امشب توني بلر و فرمانده نيروي دريائي بريتانيا و ملکه اليزابت و شوهرش نيامدند توي تلويزيون بيبيسي عذرخواهي کنند. اول خيال کردم ساتلايت ما خراب است. دستور دادم ديش را همه طرف چرخاندند. خودم هم از پائين تلويزيونمان را گرداندم. آخرش رو به قبله، ولش کردم. از آنطرف امامجمعهي قزوين هم آمده بود که چه ملوانهاي نازنيني هستند آزادشان نکنيد بالام. امامجمعه اصفهان هم فتوا داده که «حيف اِس».
روز ماقبل آخر
فردا داريم پسشان ميدهيم. خودم پس نيفتم خوب است. مقام رهبري فرمودند از تک و تا نيفتيد. فرمودند مدال به سپاه بدهيد و ژست بگيريد که ما زديم! خدمت مقام معظم رهبري عرض کردم «مقام معظم رهبري! چقدر خوب شد که حضرتعالي برخورد نفرموديد، وگرنه از آنطرف هم همتاي انگليسيتان علياحضرت ملکهي انگليس برخورد ميکرد! آنوقت ديگر خر بيار باقالي بار کن!» مقام معظم رهبري از اين ضربآلمثل زياد حال نفرمودند. گمانم به باقالي حساسيت داشته باشند. شايد هم بلاتشبيه به خر.
روز آخر
نطق خوبي کردم. کت شلوار بهشان داديم بعد پشیون شدیم که چرا از کاپشنهای خودم بهشون ندادم چون کت شلوار اصلا بهشون نمیومد و رو تنشون زار میزد . به ملوانباجي مانتو داديم. کله قند بهشان داديم. دانه دانهشان مقابل من ايستادند حلالبودي طلبيدند. ناراحت بودند که چرا داريم پسشان ميفرستيم. به منزل که برگشتم عيال از گرمسار آمده بود. داشت ويدئوي امروز را «ريوايند» ميکرد و «اسلوموشن» ميکرد و به من ميخنديد. من هم «فست فوروارد» دوباره فرستادمش گرمسار. شب به خير.
فشردن دست احمدی نژاد توسط فهد هم حکایتها دارد

چهار روز قبل: سردار عسگری معاون سابق وزارت دفاع که برای سفری به خارج رفته بود، احتمالا توسط نیروهای منافقین دزدیده و به شکنجه گاههای آمریکا برده شده است. خانواده وی که در تهران هستند ده دقیقه قبل با خبرگزاری جمهوری اسلامی تماس گرفتند و اعلام کردند که سردار عسگری دو هفته است که دزدیده شده است. گویا موساد قصد دارد تا پس از تحویل گرفتن سردار عسگری وی را با رون آراد معاوضه کند. سخنگوی وزارت خارجه این اقدام را نقض توافقات دیپلماتیک دانست و اعلام کرد سردار عسگری یک دیپلمات بوده است و باید هرچه سریع تر آزاد شود.
دو روز قبل: عسگری یکی از معاونین دون پایه وزارت دفاع خاتمی که مدتی است بازنشسته شده و به کارهای تجاری می پرداخته و برای خودش این طرف و آن طرف می رفته، به هتل محل اقامتش به نام هتل قیلان مراجعه نکرده است و شایعاتی که در مورد پناهندگی اوست تکذیب می شود، چون اعضای خانواده او در ایران هستند. وی سالها قبل جزو نیروهای سپاه در لبنان بوده و همه چیز تکذیب می شود. وی 63 ساله است و دچار فراموشی است.
امروز: عسگر، دربان وزارت دفاع خاتمی( سه مرتبه) که بنا به گفته منابع مشکوک دو ماه قبل ناپدید شده و به غرب پناهنده شده است، تاجر آهن بوده و احتمالا همان شهرام جزایری است. وی که تا دیروز همه اعضای خانواده اش با خبرگزاری ما تماس می گرفتند، اعلام شد که اعضای خانواده اش یک ماه است از ایران رفته اند. منابع مشکوک گفته اند که عسگر در اروپای شمالی دیده شده است. فرمانده سپاه آشنایی با هر فردی به نام عسگر، اصغر، اصغری، علسگر و اصغرزاده را تکذیب کرد و گفت ما خبر نداریم.
دو روز بعد: شخص موسوم به عسگر توپچی که ادعا کرده است که زمانی معاون دربان وزارت دفاع خاتمی( پنج مرتبه) بوده است، و به آلمان پناهنده شده است، یکی از عوامل جاسوسی دشمن بوده و وزارت اطلاعات وی را از سال 1383 زیر نظر داشته و هتلی که وی قرار بود به آنجا برود هم هتل نبود بلکه یک مسافرخانه گند و کثافت بود و وی هرگز فرمانده نیروهای سپاه در لبنان نبود. فرمانده نیروی انتظامی از اینترپول درخواست کرد عسگر را دستگیر و همراه با شهرام به پلیس ایران تحویل دهند. خانواده عسگر هم که به دبی رفته اند، خیلی آدم های نامربوطی هستند و قبلا روایط مشکوکی داشته اند.
آخرین اخبار عسگری: ظاهرا اعلام شد که سردار عسگری در آلمان دیده شده و خانواده اش نیز از ایران خارج شده اند. گفته شده است که وی از سال 2003 با غرب رابطه داشته و زیر نظر بوده است. گفته شده است که وی فرمانده نیروهای سپاه در لبنان بود و سالها بود که در لبنان زندگی می کرد. همچنین اعلام شد که وی مانند سایر برادران سردار سپاه به امر تجارت مشغول بود.
نیویورک نیویورک، من دارم می آیم!
احمدی نژاد اعلام کرد که قصد دارد برای دفاع از حقوق هسته ای ایران در نشست سازمان ملل در نیویورک حضور یابد. خاتمی گفت: « نباید اجازه بدهیم قطعنامه جدیدی علیه ایران صادر شود.»، از طرف دیگر دولت های فرانسه و آلمان بر صدور قطعنامه جدید تاکید کردند. آگاهان بعد از بررسی پرونده بالینی آقای احمدی نژاد، دلایل زیر را برای تمایل وی به حضور در شورای امنیت برشمردند:
اول: احمدی نژاد می خواهد مصدق بازی خودش را ادامه دهد و بعد از مدتی که سفر خارجی نکرده است به نیویورک برود و کلکسیون عکس هایش را با خارجی ها کامل کند.
دوم: با توجه به اینکه ممکن است حضور یک آدم باشعور و منطقی باعث شود که قطعنامه علیه ایران صادر نشود و این برای دولت احمدی نژاد یک فاجعه است، قطعا می خواهد خودش برود. آگاهان گفته اند که قرار است پیش نویس متن قطعنامه را هم خودش با خودش ببرد.
سوم: اگر به نیویورک برود مجددا از او عکس و فیلم می گیرند و تصاویر وی پخش می شود.
چهارم: اگر به نیویورک برود احتمالا یک هفته ای از شر بودجه و مسائل آموزش و پرورش و این جور چیزها راحت می شود.
پبشنهاد: مجلس ازاحمدی نژاد بخواهد که استدلال هایی را که در نیویورک خواهد کرد، حداقل یک بار برای نمایندگان مجلس ارائه کند.
از بغداد به آنکارا
جلسه بغداد تمام شد. آنها با اینها دست دادند، مشکلی هم پیش نیامد. قرار است اجلاس بعدی در آنکارا باشد و این دفعه دیگر منوچ و کوندی همدیگر را می بینند. منوچ گفت: باید روش فکر کنم. کوندی گفت: اگه منوچ نیاد رگ دستمو می زنم. تعدادی از اشعاری که کوندالیزا رایس در شوق دیدار منوچ میم سروده است، در حال ترجمه است که بزودی منتشر می شود.
پاسخ به حسین شریعتمداری
آقا رفتیم یک سری رادیو زمانه، بچه های خوبی بودند، شاید هم برویم و با آنها کار کنیم، بالاخره اگر قرار است شبکه عنکبوت باشد که نمی شود آنها آنجا باشند، ما اینجا. به نظرم آمده که کارهایی را که می شود در مورد موسیقی کرد به بچه های زمانه پیشنهاد کنم. البته دلیل اصلی ماجرا این بود که کیهان گیر سه پیچ داده به رادیو زمانه و این نشان می دهد که این رادیو دارد موفق می شود که شنونده یا خواننده یا چیزهای دیگر پیدا کند. از طرف دیگر جوابیه اساسی آقای محمد مهدی فقیهی را به کیهان خواندم. جدا از منطقی که در پاسخ آقای فقیهی بود، نامه منتشر شده خودش یک اثر ادبی بود، به قول ناصرالدین شاه خوشمان آمد. این نوشته را با عنوان « یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش» بخوانید.
در این پانزده سال
دکتر پوپولی، یا همان الفنون، یا همان دکتر اینقدی نژاد، یا دکتر هسته ای نژاد، یا محمود خوش قدم، در یک سخنرانی برای آموزش و پرورش گفت: « اگر همه کارها را تعطیل کنیم و به آموزش و پرورش برسیم، ضرر نکرده ایم.» همین دکتر هسته ای نژاد دو هفته قبل گفته بود: « اگر ده سال مملکت را تعطیل کنیم و فقط به تولید انرژی هسته ای بپردازیم، ضرر نکرده ایم.» آگاهان توضیح دادند علت این تعطیل کردن این است که ظاهرا احمدی نژاد نمی تواند دو تا کار را با هم انجام بدهد، هم آموزش و پرورش را اداره کند، هم انرژی هسته ای تولید کند و هم هیات دولت را اداره کند و هم هفته ای یک بار به تراکتورهای تولید شده در کاراکاس سربزند. در همین مراسم احمدی نژاد گفت: « کسانی که 15 سال هیچ کاری انجام ندادند، حالا دولت را تحت فشار قرار داده اند.» آگاهان منظور دکتر را از کارهایی که در این پانزده سال انجام نشده به شرح زیر دانستند:
اول: در این پانزده سال هیچ کس نتوانست کاری کند که ایران تا این حد در سطح جهان مطرح شود و همه به ما بد و بیراه بگویند.
دوم: در این پانزده سال تا این حد اقتصاد ایران پبشرفت نکرد که گوجه فرنگی به قیمت 3000 تومان برسد.
سوم: در این پانزده سال هیچ کاری برای زنان انجام نشد، نه آنها را توی خیابان کتک زدند، نه انداختند زندان. و دولت نهم موفق شد که زنان سیاست مدار را به خیابان بکشد، در عین حال تعداد زنهای خیابانی را هم بالا ببرد.
چهارم: در این پانزده سال سابقه نداشت یک رئیس جمهور هشتاد میلیارد دلار را در ده ماه تبدیل به آشغال کند. قبلا این کار را در ده سال می کردند.
پنجم: در این پانزده سال سابقه نداشت رئیس جمهور ایران با صد دیپلمات بزرگ جهان در یک سال ملاقات کند و در نتیجه همه آنها علیه ایران موضع بگیرند.
ششم: در این پانزده سال سابقه نداشت که مردم ایران اینقدر به رئیس جمهور علاقمند بشوند که 5.5 میلیون نامه برایش بفرستند که هشتاد درصد آنها شکایت از دولت خودش باشد.
هفتم: در این پانزده سال دولتهای قبلی هیچ کاری نکردند و دولت نهم موفق شد چند پروژه ای را که ده سال روی آنها کار شده بود، افتتاح کند.
هشتم: در این پانزده سال هیچ رئیس جمهوری نه در هاله نور دیده شده بود و نه تبدیل به معجزه الهی شده بود، تا چشم هرکسی نمی تواند ببیند کور شود.
مکتوب سید الرئیس و قائد العظیم صدام لسید اخ مسعود رجوی و زوجهی
بعد السلام
اکنون که انا راح فی دیار آخرت بدینوسیله به شخص جنابعالی مع السلامه گفته و نصایحی خدمتان عرض میکنم
برادر مسعود سلام به شما و به همسر گرامیتان مریم بانو رئیس الجمهوریه المنتخب ایرانیه انشاءالله , من متاسفم که نتوانستم ایشان را به ایران برسانم اما در این دقایق آخرهمچنان تکرار میکنم که المریم مالقمرالتابان, میبریمش به تهران.
البته وقتی با آنهمه توپ و تانک نتوانستیم معلوم نیست دیگر چه کار میشود کرد.؟
و اما نصایح
اخ مسعود این خط موازی که تو با این آمریکایی ها میروی آخر و عاقبت ندارد من هم خط موازی را رفتم و هم خط منطبق اما این آخر و عاقبت من .
به هذالشیوخ وامضاءهایشان هم فی بطنک لا خوش یعنی دل خوش نکن , همه این شیوخ هم برای من امضاء کردند نود و نه درصد و نود ونه صدم درصد هم به من رای دادند فقط من به عدی گفتم که به قصی رای بده که نشه صد درصد که باور نکنن.
اما همین شیوخ وقتی برای من جایزه تعیین شد همه دنبال جای من بود ند , تو البته شانس آوردی که سوراخت از سوراخ من سوراختره و هنوز گیر نیفتادی در ضمن تو که اینهمه تو سوراخت بودی چرا بیخودی پیام دادی البابا جان یه دفع دیدی مثل اعدام یکشبه من تو را هم یکشبه گرفتن بلایی سرت آوردن.
باید بگم که "الاسد الهمیشه بیدار یه کمی دست نگه دار" اول ببین اوضاع چی میشه بعد اقدام کن.
من شدیدا و حتی از مریم بیشتر نگران جان تو هستم چون مریم اگر توهم نباشی با مهدی و بقیه العملو یرتفع یعنی کارش راه میفتد اما من چه اگر تو نباشی به چه کسی برای دشمنی با ایران و ایرانی دل خوش کنم .
در کنف حزب بعث العربی العفلقی موید باشی یعنی الدمت گرم و فی انتظار زیارتک و ملاقات بینک و بیننا .
نمايش: پرده بالا رفت الان
ميان صحنه انچوچک نمايان
رود چاردست و پا پهلوي رهبر
صداي خويش اينسان ميدهد سر:
- الا رهبر! دوباره زن گرفتم
نه يک تن بلکه سي چل تن گرفتم
شبانه حمله کردم خانههاشان
خشونت نيز ورزيدم باهاشان
گروهي را گرفتم در خيابان
شب مهتاب و زير ماه تابان
چه زنهائي، همه اهل شعورند
به کلي از من و سرکار دورند!
زني که حق خود را ميشناسد
نميخواهد که با دولت بلاسد
زني که خوانده در دانشکده درس
ندارد از دروس حوزوي ترس
زني که با فداکاري و ايثار
براي حق زنها ميکند کار
زني که صاحب رأي است و تشخيص
نه بر دست حکومت ميزند ليس
زني که پاش بيفته، بي تأسف
به ريش رهبر، اول ميکند تف
من اينها را گرفتم دانه دانه
به زندان اوين کردم روانه
دم زندان که آمد شوهر او
برادرزادهي او، مادر او
من او را هم گرفتم تا بماند
که حال قوم و خويش خود بداند
شما حالا بگو برنامه ات چيست
خيالات پس عمامهات چيست
شما گفتي براي هشتم مارس
بکن حمله، بکن واق واق، بکن پارس
بگفتي روز زن معنا ندارد
وگر دارد براي ما ندارد
به من گفتي بگيرم، من گرفتم
به يک مانور ، کلي زن گرفتم
کنون هرچه بفرمائي بگوشم
شما چون آتشي من آب جوشم
شما چون لوطي و من عنتر تو
مثال خاتميها نوکر تو .....
***
چو رهبر اين سخنها را شنيدي
يکي دستي به ريش خود کشيدي
همي ياد آمدش از بيت بالا
دوباره مضمضه فرمود حالا:
« زني که پاش بيفته، بي تأسف
به ريش رهبر، اول ميکند تف»
چه فرمود و چه دستوري به او داد؟
نميدانم خلايق......
پرده افتاد .....!
در سالگرد انقلاب، اظهارات يک شاهد عيني و فعال از شبکه سه در بارهي انتخاب رئيسجمهوري، قابل توجه است:
« .... وی در ادامه افزود:يک بار بر سر همين مسئله با آيتالله خامنهای به قم رفتيم، در آن زمان حضرت امام در قم سکونت داشتند، محل سکونت امام اتاقی داشت بيرونی؛ و اندرونی هم داشت و در وسط آن راهرويی بود که دست شويی هم در آنجا قرار داشت، ما شب رسيديم، حضرت امام فرمودند شب ملاقات نمیشود، اما با اصرار من ملاقات انجام شد. ايشان به بيرونی نيامدند همانجا در راهرو با ايشان ديدار کرديم و ما استدلال خودمان را هم ارائه داديم، اما ايشان نپذيرفتند و گفتند موافق نيستم....»
(و جالب است که راوي با اين دقت و ظرافت! کروکي محل را تشريح کرده.)
شنيدم چو از تخت افتاد شاه
رسيدند شيخان به آن جايگاه
کجا گشت معلوم تکليف مُلک؟
بنا بر روايت: دم مستراح .....
سایت بازتاب منتصب به محسن رضایی نیز فیلتر شد ایشان در سخنانی در گذشته ازهار داشته بود اسرائیلیها میخواهند سایت او را مختل کنند و ظاهرا موفق شدند ولی مزدوران اسرائیلی رو من شناسائی کردم که از خودیها هم هستند. برای آگاهی شما واین آقا من این پست رو با مدرک ارسال میدارم از سایت خبر گزاری ایلنا
| از سوي معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد؛ فعاليت سايت بازتاب غيرقانوني و ممنوع اعلام شد تهران- خبرگزاري كار ايران
دبيرخانه كارگروه تعيين مصاديق پايگاههاي غيرمجاز اينترنتي با صدور اطلاعيهاي، پايگاه اطلاعرساني «بازتاب» را غيرقانوني و فعاليت آن را ممنوع اعلام كرد.
خوب حالا به مطلب طنزی از همین سایت در مورد آقا شهرام نوشته که به مزدوران اسرائیلی بر خورده و سایت بازتاب رو مختل کرده نگاهی بیندازید. شهرام چيكارش ميكنه؟... |
کلیپ طنزکندو کاری افغانی 16+ فرمت wav .zip
کلیپ فتح ا... فسایی نصف شب توی رختخواب 18+ فرمت wav .zip
کلیپ فاطی فاطی ۱۲+ فرمت wav .zip
کلیپ بچه شهر فرمت wav .zip
عروسی علی آقو ۱۲+ فرمت wav .zip
(کلیپهای طنز مذهبی)
کلیپ طنز احمد بنگی فرمت wav .zip
کلیپ طنزسخنان قرائتی در ماه رمضانفرمت wav .zip
کلیپ ظنز مدرسه دخترانه فرمت wav .zip
کلیپ روضه پراید فرمت wav .zip
آن خلق که بیست و دوی بهمن حشری شد
از بس هیجان داشت به سرعت کمری شد
افسوس که آن ملت سر در گم و عاصي
بازیچهی یک جمع هفشده نفری شد
چپ چپّه شد و در سمت خادم مسجد
مشغول به جاروکشی و رفتگری شد
وان تودهای سینهزن هیئت مسکو
علاف کیانوری و احسانطبری شد
با پشت خم و بنیهي کم، جبههی ملی
در خدمت ملا سِمَتش باربری شد
وانکه خبر از آمدن فاجعه میداد
روزش همه با فحش خلایق سپری شد
بی بی سی دلسوز! خبر پشت خبر داد
بهره ور از آن بیکسی و بیخبری شد
شیخ آمد و زد خیمه به خرگاه شهنشاه
با آمدنش هجری شمسی قمری شد
آخوند به مطبخ زد و با چشم پر از آز
افطار نکرده پی طبخ سحری شد
چون مور و ملخ لشکر غارتگر شیخان
پیش آمد و هر لحظه جریتر ز جری شد
هر بی هنری منصب فرهنگ و هنر برد
هر کور و کری رهبر سمعی بصری شد
ممد جگری شد ز مدیران صنایع
یک تن ز مدیران صنایع جگری شد
وان خلق که امیّد حقوق بشرش بود
محروم ز هرگونه حقوق بشری شد
هادی! تو هم آنروز در آن غافله بودی
حالا چه شده لحن تو صاحبنظری شد؟
۲۲ بهمن ۱۳۸۵
بدون شرح بخندید:
به نقل از:
قطع ارتباط با حماس
استيضاح رييسجمهور
تحميل دلار يا قبول يورو
يك اشتباه ديگر
مجلس شوراي اسلامي در كنار اخبار و حوادث اصلي خود حاشيههاي جالبي نيز دارد. سعي ميكنيم هر هفته حداقل در يك نوبت حاشيههاي خواندني مجلس را براي شما تهيه كنيم. حاشيههايي كه معمولا 20:30 هم به آن توجه نميكند.
و اما دوستان صدام! بالاخره روي دوم فلسطينيها هم در آمد!
«داريوش قنبري» عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي در مورد ابراز تاسف حماس از اعدام صدام به خبرنگار ما گفت: «وزير امور خارجه بايد در رابطه با جنبش حماس و با توجه به موضعگيري خاصي كه اين جنبش در رابطه با اعدام صدام حسين داشت تجديد نظر كند.»
همچنين قنبري چنين ادامه داد: «من تذكر به وزير امور خارجه دادم كه جمهوري اسلامي حمايت خود را از حماس قطع
![]() |
با توجه به اينكه جمهوري اسلامي در حمايت از حماس هزينههاي زيادي را پرداخت كرد و اين كار به اين دليل بود كه حماس مواضع اسلام گرايان را در مجموع در پيش گرفته اما با موضع جديدي كه اين جنبش در قبال اعدام صدام حسين داشت، نشان داد كه اين جنبش بيشتر از آنچه كه يك جنبش اسلام گرايانه باشد يك جنبش ناسيوناليستي عربي است. به همين خاطر به نظر ميرسد كه قرابت چنداني بين مواضع اين جنبش و مواضع جمهوري اسلامي وجود ندارد و در اين راستا ما خواهان آن شديم كه وزارت امور خارجه در رابطه كشورمان با اين جنبش تجديدنظر بكند و حمايتهايي را كه ما در گذشته و در حال حاضر از اين جنبش داشتيم معلق بگذاريم. قنبري در مورد اينچنين حمايتهايي كه آيا در آينده به ضرر ما خواهد بود يا نه، گفت: «بله در اين مورد شكي نيست و چنين پشتيبانيهايي در راستاي حمايت از ناسيوناليسم عربي است تا آن هدفي كه ما قبلا در حمايت از اين جنبش داشتيم اين جنبش را به عنوان يك جنبش اسلامگرا ميشناختيم و در حال حاضر با چنين حمايتهايي برداشت ما اين است كه اين جنبش هم دنبال دامن زدن به ناسيوناليسم عربي و در مجموع تقويت اين جريان فكري است. حماس در حالي كه از امكانات و حمايتهاي گسترده جمهوري اسلامي در طي سالهاي گذشته استفاده كرده و در حال حاضر هم استفاده ميكند اما موضعي كه در جريان اعدام صدام گرفت 180 درجه با موضع ما تفاوت دارد و در جهت خلاف منافع ملي ما است. صدام به هرحال فردي بود كه پيش از آنچه كه به خود مردم عراق ستم كرده باشد به همسايگان خود ظلم كرده بود از جمله حمله به كشور كويت و ايران كه بيشترين ضرر و زيان، متوجه تماميت ارضي و منافع ملي در طي هشت سال به ايران وارد شد و فرزندان بسياري از اين مرز و بوم را به خاك و خون كشيد.
به هرحال حمايت از فرد صدام حسين تحت هر عنواني كه باشد توجيهي ندارد و به همين دليل جمهوري اسلامي بايد در روابط آينده خود با جنبشهايي مثل حماس و كشورهايي از جمله ليبي كه از صدام حسين حمايت كردند تجديدنظر به عمل بياورد.
نماينده ايلام در ادامه مطلب خود گفت: «من تذكري هم در اين رابطه به مجلس ارائه دادم ولي رييس مجلس به صلاح ندانستند كه اين مطلب را اعلام بكنند كه مورد اعتراض من هم واقع شد. علت اصلي حماس از اين عمل به طور كلي در راستاي تعلق به ناسيوناليسم عربي است. فلسطين زماني ميتواند موفق بشود كه به عنوان يك مسئله اسلامي و مسئله مذهبي مطرح شود و نه به عنوان يك مسئله سياسي و ملي. جريانهاي گذشتهاي كه در كشور فلسطين فعال بودند مثل جنبش «الفتح» نيز در واقع اين تحليلها را به اثبات ميرساند و در مجموع هدف اوليه هم از تشكيل حماس اين بود كه جريان فلسطين را به عنوان يك جريان اسلامي و ديني مطرح كند نه به عنوان يك جريان ملي، با چنين نگرشي زمينه براي حمايت جمهوري اسلامي از اين جنبش منتفي است و جمهوري اسلامي بايد در سياستهاي خود در مورد اين جنبش تجديدنظر بكند.»
استيضاح، رييسجمهور، سوال
در مجلس خيلي از افراد را ممكن است استيضاح كنند يا اينكه سوالاتي را از آنان بپرسند، اما اين دفعه قرعه به نام شخص رييسجمهور آقاي احمدينژاد افتاده است. احمدينژاد بايد به سوالات مطرح شده از طرف نمايندگان پاسخ دهد. آنگونه هم كه در مجلس پيچيده است، طراح اصلي سوالات آقاي اعلمي عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي
![]() |
وقتي از آقاي اعلمي در مورد تعداد امضاكنندگان سوال شد، پاسخ قاطع و روشني نداد و فقط گفت: «فعلا مطلبي را نميتوانم بگويم تنها اين مطلب را بدانيد كه حدود 37، 38 امضا جمعآوري شده است.»
در ادامه اين مطلب داريوش قنبري نماينده ايلام و عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي گفت: «تصميمات شتابزدهاي كه آقاي رييسجمهور گرفتند، مثلا در مورد تغيير ساعت كار بانكها يا تصميمات غيرمطالعه شدهاي كه امسال در مورد عدم تغيير ساعت در فصل تابستان داشتند و ضرر و زيانهاي بسيار زيادي را متوجه منافع كشور كردند.
بحث تصميمگيريها و اعلام مواضع شتابزدهاي كه منافع ملي را تامين نميكند و سودي به حال منافع ملي ندارد؛ بحثهايي مانند «هولو كاست» كه در مجموع سود چنداني را براي ما به دنبال نداشت و بيشترين هزينه براي منافع ملي ما ايجاد كرد تا سود خاصي را به ارمغان بياورد. بحث عدم توجه به جايگاه قانوني مجلس و نمايندگان باز علتي ديگر به سوال از رييسجمهور ميباشد.»
قنبري در ادامه گفت: «اينكه شان مجلس در قانونگذاري رعايت نميشود و تصميماتي گرفته ميشود كه جاي اين تصميمات مجلس است نه قوه مجريه، يعني بعضي وقتها قوه مجريه و خود رييسجمهور به جاي مجلس تصميمگيري ميكنند. شبيه اينگونه تصميمگيري را در بيان موضع ايشان در مورد برخورد با مفسدان اقتصادي هم ملاحظه كرديم، يعني در واقع رييسجمهور نه تنها به جاي مجلس ميآيد و تصميم ميگيرد بلكه به جاي قوه قضاييه هم تصميم ميگيرد. بحث برخورد با مفسدان اقتصادي هم ربطي به جناب شخص رييسجمهور و قوه مجريه ندارد و اين مورد بايد در قوه قضاييه مطرح و نتيجهگيري شود.» يكي ديگر از محورهاي سوالات از «احمدينژاد» در مورد تورم و مسئله هستهاي است كه در يك سوال به مسئله هستهاي به شكلي كلي پرداخته شده است.
نماينده كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي در ادامه گفت: «در حال حاضر 42-43 امضا جمعآوري شده است كه اين مقدار بايد به 73-74 امضا افزايش يابد كه با افزايش بيشتر از اين مورد و در صورت موافقت دو سوم نمايندگان به شكل استيضاح مطرح ميشود.»
تحميل دلار يا قبول يورو!
مصباحي يزدي عضو كميسيون اقتصادي مجلس در مورد تغيير سبد ارزي از دلار به يورو گفت: اصولا سبد ارزي ايران براساس مديريت Porfo ارز تغيير و تحول پيدا كرده كه طي سالهاي گذشته، يعني مديريتي از سوي بانك مركزي براي اين
![]() |
با تغيير سبد ارزي همچنين بخش قابل توجهي از دلار كه در كشور ما جريان دارد به سمت كشور آمريكا بازگشت ميكند و تضعيف بيشتر دلار را موجب ميشود. اگر كشورهاي نفتي ديگر هم اين مسئله را دنبال كنند من معتقدم كه سقوط دلار به شكل وحشتناكي خواهد بود و از اين طريق لطمات جبرانناپذيري به نظام اقتصادي آمريكا خواهد زد.
نماينده كميسيون اقتصادي در ادامه گفت: «ما اين كار را (تغيير سبد ارزي) جلوتر انجام داده بوديم، اما اتكا به دلار را كاملا از بين نبرده بوديم كه با اين تغيير اتكا به دلار از بين ميرود.» در مورد بازگشت به سبد ارزي گذشته يعني دلار گفت: «ما هستيم و شرايط بينالملل و وضعيت دلار و اينكه اگر احيانا تغيير و تحولي رخ بدهد، در مناسبات بينالمللي و خصوصا مناسبات آمريكا و ايران از سويي و تقويت دلار از سوي ديگر ممكن است اين سياست دستخوش تغيير شود و اصولا اتكا به يك ارز خاص هميشه مشكلآفرين است و بايد تركيبي از ارزها و امكان بالانس و تغيير و تحول را در نظر گرفت. براساس اين مبادلات ميتوان گفت كه در حال حاضر دلار در مبادلات ما دخالت دارد و موضوع مبادلات ما ميباشد.»
بعد از سخنان آقاي مصباحي يزدي دكتر خوشچهره در باره اينكه سبد ارزي ايران چرا ديرتر از ساير كشورها تغيير يافت گفت: «يكي از ايرادهاي اصلي ما هم اين است كه من از شروع يورو يعني سال 2000 تاكيدات مكرري داشتم به مديريت پولي و ارزي كشور به دولتهاي وقت كه سبد ارزي را عالمانه، منطقي و تدريجي تبديل كنند. متاسفانه اين غفلت خسارتهايي را متوجه كرده كه بعضي از برآوردها نشان ميدهد بالغ بر پنج ميليارد دلار خسارت ناشي از كاهش متعارف ارزش دلار و متعاقبا يورو و امثال آنها را داشتيم، در حالي كه شاهد هستيم خريد ما از بازارهاي حوزه يورو در اتحاديه اروپا است و درآمد ما دلار.
بنابراين ما هم به خاطر كاهش ارزش دلار ضربه ميخوريم و هم به خاطر افزايش يورو كه خريدهاي خود را انجام ميدهيم. تغيير سريع دلار به يورو يك اقدام انفعالي و شتابزده بود كه بيشتر هم تحميلي بوده و شايد در آينده خير و محاسني را داشته باشد. به هر حال در شرايط تحريمي كه هم اينك ما قرار گرفتيم اين شرايط به ما تحميل شده است و با عمليات مبادلات ارزي با دلار در سطح جهاني محدوديت ايجاد كردند و ما به اجبار به سمت يورو ميرويم. در حال حاضر چون در يك حالت اجبار قرار داريم، اولويت را قطعا از دلار به سمت ارزهاي ديگر از جمله يورو و حتي ارزهايي مثل پول هاي چين و... انتظار داشته باشيم كه مديريت پولي ببرد.»
ما ارز و پولمان و سرمايه خارجي خود را در تركيبي از ارزهاي مختلف قرار بدهيم كه نوسانات آن ارزش كل ارزي ما را كاهش ندهد و اين خود هنر مديريت ميباشد. درصدي را ميشود به يك ارز خاص و درصدي را به ارز ديگري اختصاص بدهد كه نوسانات آنها در حقيقت باعث كاهش نشود، اگر مديريت توانمند و فهيم و فوق علمي وجود داشته باشد كه تغييرات را بفهمد و بتواند برآورد كند معمولا به سمت يك ارزي كه پيشبيني ميشود و ارزي قوي است پيش ميرود و اگر نشود اين پيشبيني را كرد و كشورهاي جهان سوم و در حال توسعه مثل ما كه معمولا اينگونه است، بنابراين ارز را بين چند ارز تقسيم ميكنند و سبد ارزي تنوعي از ارزها ميشود و از اولويت دلار خارج ميشود و اين منطق دارد.»
خوشچهره در رابطه به اينكه تغيير سبد ارزي به اختيار بوده يا به اجبار گفت: «اين مورد را بايد از مديريت پولي كشور پرسيد ولي به نظر من ميرسد كه تاكيدي كه ما قبلا داشتيم و اجرا نشد و از قبل هم هشدار داده بوديم و اين تغيير در يك بستر منطقي، آرام و تدريجي صورت بگيرد و حالت طبيعي داشته باشد چون يك اقدام شتابزده و غيرطبيعي بود به نظر شرايط تحميلي را نشان ميدهد و تحريمي كه آمريكا مبادلات ارزي كشور را با دلار انجام داد به اجبار نظام مديريت پولي كشور را به اين سمت كشاند.»
يك اشتباه ديگر!
«قنبري» عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي در مورد حمله به كنسولگري ايران در اردبيل عراق گفت: «اين حمله دقيقا مشخص است كه مخالف كنوانسيون 1963 وين است. در مجموع مكاني كه داراي مصدوميت ديپلماتيك بوده و از لحاظ مقررات حقوق بينالمللي داراي جايگاه خاصي است بايد حرمتش حفظ شود، متاسفانه حرمت اين مكان شكسته شد و در مجموع نيروهاي آمريكايي دچار يك عمل خلاف قانون و عرف بينالملل شدند. واكنشهاي بينالمللي و كشورهاي ديگر هم نسبت به اين عمل بيانگر اقدام غيرقانوني نيروهاي آمريكايي در حمله به كنسولگري كشور ما بوده، به هر حال ما بايد هم از طريق حقوقي و هم از طريق سياسي اين مسئله را پيگيري كنيم. وزارت خارجه به جاي آنكه بخواهد اقدام مقابله به مثل انجام دهد به نظر من بهتر است كه اقدام حقوقي بكند و طبق كنوانسيون بينالمللي دين بايد خواهان پيگيري و رسيدگي به اين قضيه در محافل، مراجع و دادگاههاي صالح بينالمللي باشيم.»
ريحانه شاهسوند





